مدارس صدرا | گفتوگو با حجتالاسلام محمدحامد مبینی، قائم مقام سازمان مدارس صدرا
رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۰، خطاب به دانشجویان و جوانان، بر اهمیت “تبیین” حقایق در برابر هجمه گمراهکننده دشمنان تأکید کردند. ایشان تبیین را خنثیکننده توطئههای دشمن برای مبهم نگه داشتن افکار عمومی، بهویژه در میان جوانان، دانستند. این موضوع، که اهمیت آن روز به روز بیشتر میشود، نیازمند جدی گرفتن توسط همه، خصوصاً نوجوانان و جوانان، برای تداوم مقاومت است. در ادامه، حجتالاسلام محمدحامد مبینی، قائم مقام سازمان مدارس صدرا، درباره نقش نوجوانان در حفظ جریان مقاومت توضیح میدهد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، «شما جوانان عزیز و دانشجویان عزیز که بهمعنای واقعی کلمه میوه دل ملّت و امید آینده این کشورید، به مسئله تبیین اهمّیّت بدهید. خیلی از حقایق هست که باید تبیین بشود. در قبال این حرکت گمراهکنندهای که از صد طرف بهسمت ملّت ایران سرازیر است و تأثیرگذاری بر افکار عمومی که یکی از هدفهای بزرگ دشمنان ایران و اسلام و انقلاب اسلامی است و دچار ابهام نگه داشتنِ افکار و رهاکردن اذهان مردم و بخصوص جوانها، حرکت تبیین خنثیکننده این توطئه دشمن و این حرکت دشمن است.» این سطرها بخشهایی از بیانات رهبر انقلاب در ارتباط مستقیم تصویری با دانشجویان در روز اربعین در سال 1400 بود؛ موضوعی که روز به روز بر اهمیت آن افزوده میشود و همه بخصوص نوجوانان و جوانان برای تداوم مقاومت باید آن را جدی بگیرند. حجتالاسلام محمدحامد مبینی، قائم مقام سازمان مدارس صدرا و معاون فرهنگیان بنیاد ملی نوجوان در ادامه بیشتر درباره نقش نوجوانان در زنده نگه داشتن جریان مقاومت سخن میگوید.
*دانشآموزان ما چه نقشی در جبهه مقاومت اسلامی بر عهده دارند؟
جریان تقابل حق و باطل در طول تاریخ وجود داشته است. هر مسلمان و هر آزادهای باید در تقابل بین جریان حق و باطل یک طرف ماجرا بایستد. سکوت در این تقابل و در نتیجه عدم تقویت و همراهی جبهه حق، قطعا به معنای کمک به جریان باطل خواهد بود. بنابراين نمیتوانیم تصور کنیم که دانشآموزان ما نقشی در جریان حق که سردمدارش در حال حاضر جبهه مقاومت اسلامی است، بازی نکنند. مهمترین نقشی که حضرت آقا در چند سال اخیر به صوت فوری برای همه افراد جامعه و همچنین دانشآموزان قائل شدهاند، جهاد تبیین بوده است. لذا نقش آفرینی برای جبهه مقاومت در عرصه جهاد تبیین مهمترین نقشی است که دانشآموزان ما میتوانند برعهد گیرند.
جهاد تبیین جبهه مقاومت، شامل تبیین تاریخچه مقاومت، آرمانها و ارزشهای این جبهه، وضعیت کنونی و عصر حاضر این جبهه، نقش ولایت فقیه در پیشبرد مقاومت و فراهم سازی کمکهای مختلف به این جبهه میشود. حیطه جغرافیایی و مخاطبین این جهاد که توسط دانشآموزان انجام میگیرد هم در دايره مدرسه و بین همکلاسها و هم مدرسهایها خواهد بود و هم بین افراد محله، خانواده، فامیل و همچنین بین افراد مختلف در سطح شهر به خصوص کودکان و نوجوانان دیگر ميگنجد.
بنابراین دانشآموزان بايد کنگشری در تبیین جبهه مقاومت را نقش اساسی خود فرض کنند و برای این مسیر طرح و نقشه درستی طراحی و اجرا نمایند. ما نيز در مدارس و مساجد و موسسات تربیتی و فرهنگی باید فضایی برای این کنشگری دانشآموزان فراهم کنیم.
*کنشگری برای جبهه مقاومت چه اثری بر روند رشد و تعلیم و تربیت یک دانشآموز دارد؟
تعلیم و تربیت اسلامی بدون مبارز شدن و كنشگري دانشآموز، ناقص است. ما نمیتوانیم بدون كنش، اخلاق اسلامی را به دانشآموز منتقل كرده و او را تبدیل به یک مسلمان واقعی و کامل کنیم. مسلمانی کامل است که نقش مبارزهای خود در جریان حق و باطل را فهم و اجرا کند. شما به فرمان جهاد تبیین دقت کنید. جهاد تبیین از دو واژه «جهاد» و «تبیین» تشکیل شده است که باید ساعتها نشست و روی این دو واژه گفتگو کرد. اینکه چرا تعبیر حضرت آقا در مورد تبیین با واژه «جهاد» آمده است خود دارای نکته مهمی است.
واژه جهاد برگرفته از فرهنگ مبارزه است. اینکه در تقابل حق و باطل باید ما هم یک نقشآفرین در جریان حق باشیم، یعنی ما یک مبارز برای جریان حق هستیم. حضرت آقا در ابتدای یکی از درسهای خارج خود اشاره دارند که «جهاد، همان چیزی است که امروز در زبان فارسىِ ما در کلمه «مبارزه» وجود دارد.» این فرمایش حضرت آقا به ما میفهماند که تربیت یک فرد غیرمبارز مطلوب جامعه حق نیست. در جامعه حق باید کنشگر و مبارز تربیت کرد. حال سوال این است که ما برای مبارز شدن دانشآموزانمان چه طرحی داریم؟ آیا در روند رشد دانشآموزان برای مبارز شدن آنها فکر کردهایم و برنامهای داريم؟
پس بايد ویژگی نقش آفرینی برای جریان حق در قالب یک مبارزه، یکی از اصول تربیتی ما باشد. البته منظور از مبارزه، حتما اسلحه به دست گرفتن و جنگیدن نیست؛ مبارزه میتواند اندیشهای باشد، میتواند تبیینی، علمی، مجازی، هنری و يا حتي اقتصادی باشد. جریان حق به همه آنها نیاز دارد.
وقتي این نوع نگاه در ذهنیت دانشآموزان ایجاد شود، نوع تحصیل، مطالعه، هنرآموزی و يادگيري مهارت و سرگرمی و دیگر عرصههای زندگیشان را جهت میدهد و آنها را به سوی هدفدار بودن و فایدهمند شدن هدایت میکند.
*بهترین سن ایجاد این خصوصیات در فرزندان چه مقطعي است؟
برای ایجاد چنین نگاهی سن نباید تعیین کرد. در واقع از ابتدای طفولیت که تربیت شروع میشود، فضای تربیتی باید اینگونه طراحی شود كه خروجی آن یک مبارز در جریان حق باشد. اما بهترین سن برای دیده شدن این جریان در کف جامعه، سن نوجوانی است.
نوجوان هویت طلب است و اگر هویت او از کودکی با فضای دینی و نقشآفرینی در جریان حق شکل گرفته باشد، در این سن بروز پیدا میکند. هیجانطلبي، آیندهنگري و آرمانخواهي يا پرسشگري و اهل فکر و حرکت بودن و شور و شادابی در نوجوانان ميتواند بهتر آنها را به حرکت مجاهدانه سوق دهد.
* با این طرزنگاه، از لحاظ عملیاتی چه تغییراتی باید در برنامههای تربیتی ایجاد شود؟
متأسفانه نوجوانی که باید در عرصه جهاد تبیین و صدور معارف انقلاب اسلامی پیشران باشد ودر تحولات جامعه و پیشرفت انقلاب اسلامی مهمترین گامها را بردارد، در تفکر خیلی از مسئولین فرهنگی و تربیتی جامعه ما تبدیل به یک مصرفکننده شده است؛ او را به چشم فردی نگاه میکنیم که «نمیداند» و «نمیتواند» و حتی «نمیفهمد». این نگاه روز به روز نوجوان را از ما دور کرده است. برای اینکه از این نگاه خارج شویم، امروز و در عصر پیچ تاریخی عالم -که فرموده مقام معظم رهبری هست- طبیعتا باید به گونه دیگری برنامهریزی کنیم.
مهمترین اصل در تغییرات برنامههای ما این است که باید میدان صحیح و دقیق مبارزه را برای دانشآموزانمان فراهم کنیم. باید در جهتدهیهای کلان فرهنگی و تربیتی و در برنامههای تربیتی عملیاتیمان فضای مناسب برای نقشآفرینی جدی دانشآموزانمان در جامعه و به خصوص جهاد تبیین را فراهم کنیم. باید مدرسه و مسجد و موسسات تبدیل به قرارگاه عملیاتی شوند و جهت برنامه های آموزشی و تربیتیِ دیگرمان به سوی آماده سازی دانشآموزان برای ورود به میدان مبارزه باشد. بینشها و اطلاعات لازم، مهارتهای لازم، و مقدمات دیگری که برای چنین کاری لازم است در این قرارگاهها برای نوجوانان تهیه شود و نوجوانان عملیاتهای تبیینی میدانی و مجازی خود را طراحی نمایند.
اگر اینگونه نگاه کنیم، دیگر ساختارهای فعلی مدیریتی در مدارس و مساجد و موسسات دچار چالش میشود، باید این ساختارها پویا شوند و میزان انعطاف خود را به حدی گسترش دهند که شور و هیجان و حتی اشتباهات نوجوانان را در خود جای دهد.
اگر اینگونه طراحی کنیم راحت طلبی برخی ما بزرگترها هم دچار خدشه خواهد شد. برخی از ما تبدیل شدهایم به یکسری افرادی که یک برنامه منظم و خط کشی شده برای خودمان در تربیت طراحی کردهایم و همان را بارها تمرین کردهایم و انجام میدهیم. ولی با نقش دادن پر رنگ به نوجوانان، بايد ما هم مانند آنها نشاط و هیجان داشته باشیم و البته بالاتر از آنها تدبیر مناسبی به خرج دهيم.
*مدرسه به عنوان مهمترین نهاد تربیتی بعد از خانواده، چه نقشی در تبیین و ترویج این نگاه بر عهده دارد؟
قبل از اینکه بگویم مدرسه چه نقشی در تبیین و ترویج این گاه میتواند ایفا کند، خوب است به این نکته اشاره کنم که نقش مدرسه در مبارزه تمدنی چیست؟
حضرت آقا در سال 1368 در دیدار با وزیر و معاونین آموزش و پرورش فرمودند؛ «سنگر مبارزه با استکبار جهانی و قلدری شیاطین سیاسی عالم، همین سنگر مدرسه است». ما اگر به این فرمایش ایشان باور پیدا کنیم میفهمیم که در نقشه کلان نظام مقدس جمهوی اسلامی، مدرسه چه مسئولیت سنگینی بر عهده گرفته است. مدرسه باید سنگر مبارزه باشد. يعني وقتی والدین فرزندان خود را به مدرسه میسپرند، به دنبال مبارز شدن او باشند و فرهگنیان محترم در مدرسه توجه داشته باشند که در حال مبارزه هستند.
طبق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مدرسه باید یکی از کانونهای پیشران محلی باشد. یعنی در مدرسه به روی همه باز باشد، از ظرفیت محله استفاده کند و برای محله فکر کند. در محله نقش آفرین باشد و به واسطه برنامهریزی و عملیات با دانشآموزان خود در کنار مسجد، محله را در دست خود بگیرند.
پس مهمترین فضا برای فعالیت اجتماعی و مبارزاتی دانشآموزان باید مدرسه باشد. در یک مدرسه مبارز، کادر مدرسه دانشآموزان هستند، کلیددار مدرسه، کارگروههای مختلف رسانه ای و مجازی، محله ای و شهری، در موضوعات مختلف طراحی شدهاند و دانشآموزان در حال طراحی عملیات و اجرای عملیات هستند. در چنین مدرسهای دانشآموزان به خاطر علاقه یا آینده مالی درس نمیخوانند، بلکه هدایت تحصیلی و شغلی آنها بر اساس انگیزههای دینی و انقلابی شکل میگیرد. آینده خود را به گونهای انتخاب میکنند که در فضای مبارزه باشند. ذهنشان درگیر این است که چه شغلی اگر داشته باشم نقش بهتری در کلان نظام اسلامی برای پیشبرد اهدافش ایفا خواهم کرد.
در این مدرسه فرهنگیان محترم شغل خود را مقدس و مبارزه در راه خدا میدانند، و همین نگاه را نیز به دانشآموزان منتقل میکنند. فرهنگیان فقط به دنبال اتمام کلاس و کتاب نیستند بلکه در تمامی فعالیتها دانشآموزان را همراهی میکنند و در حقیقت معلم و مربی زندگی آنها در جریان مبارزه تمدنی هستند. چنین معلمانی هیچ گاه بازنشسته نمیشوند و همیشه خود را در مسیر حق، مبارز میدانند.
1404/09/01