بنیاد نوجوان | مروری بر اقدامات توانمندسازی فعالان عرصه تربيت در بنياد ملی نوجوان
مهمترين ضلع تعليم و تربيت، مربياني هستند كه قابليت راهبري نوجوانان را داشته باشند. بنياد ملي نوجوان در زمينه توانمندسازي، جهتدهي و پرورش افرادي كه بتوانند در نظام مدرسه امام تربيتي باشند، اقدامات متعددي در اين مدت به انجام رسانده است
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، مهمترين ضلع تعليم و تربيت، مربياني هستند كه قابليت راهبري نوجوانان را داشته باشند. بنياد ملي نوجوان در زمينه توانمندسازي، جهتدهي و پرورش افرادي كه بتوانند در نظام مدرسه امام تربيتي باشند، اقدامات متعددي در اين مدت به انجام رسانده است كه از حيث اهميت ميتوان به 3 مورد اشاره كرد؛ تهيه و تدوين سند «تحول بنیادین» كه هوای تازهای است که مدرسههای ایران اسلامی خیلی وقت است به آن نیاز دارند، ايجاد مرکز آموزشهای کاربردی راه مربی با مأموریت توانمندسازی فعالان تربیتی و طراحی و تولید محتوای لازم و کاربردی عرصه تربیت و درنهايت، پيشبرد طرح تعالی امین يا امین صدرا كه در آن امام تربیتی مدرسه براي تربیت نسلی متناسب با گام دوم انقلاب اسلامی پرورش مييابد. درباره هركدام از اين موارد ميتوان مفصل صحبت كرد اما در اين مختصر به كليت آنها اشاره ميشود.
راه مربی
وضعیت موجود عرصه تربیت در کشور، نیاز مبرم به تولید طرح جامع تربیت اسلامی و آموزش مباحث مبنایی و کاربردی تربیت دینی به فعالان این عرصه را نمایان میسازد. در راستای دستیابی به این امر، مرکز آموزشهای کاربردی «راه مربی» وابسته به بنیاد ملی نوجوان با مأموریت توانمندسازی فعالان تربیتی و طراحی و تولید محتوای لازم و کاربردی عرصه تربیت تأسیس شد؛ با توجه به آموزشهای کاربردی این مرکز و کسب موفقیتهای مختلف در توانمندسازی فعالان حوزه تربیت به خصوص جامعه فرهنگیان، این مرکز با درخواستهای متعددی از نهادها و سازمانهای مختلف جهت برگزاری دورههای آموزشی کاربردی برای مخاطبان مختلف موثر در حوزه تربیت مواجه شده است، که در راستای تأمین این نیازها و پاسخدهی به این درخواستها، طراحی دورههای مختلف تربیتی بر اساس نیازها و مسائل تربیتی موجود عرصه تربیت در دستور کار قرار گرفت.
1- دوره توانمندسازی معاونین و مربیان پرورشی مناطق آسیبهای اجتماعی؛ مرکز راه مربی تلاش کرد با برگزاری 5 دوره آموزشی با ظرفیت هر دوره 200 نفر و در مجموع 1000 نفر، معاونین و مربیان پرورشی را برای مقابله و کاهش آسیبهای اجتماعی توانمند نموده و فعالیت ایشان در سراسر کشور را کارآمد و موثر نماید. دورههای آموزشی حضوری این طرح مهارت محور، کارگاهی، فعال و با ایدههای مربیان و در قالب ارائه برنامههای موثر تربیتی دنبال میشود.
2- دوره آموزشی ائمه جماعات مدارس؛ دوره توانمندسازی حضوری تعاملی به مدت 16 ساعت که تشکیل یافته از چند کارگاه آموزشی و مهارتی و همچنین بوم طراحی طرح موثر تربیتی یک امام جماعت در مدرسه است. در این دوره، پس از برگزاری کارگاههای تربیتی و مهارتی مورد نیاز ائمه جماعات، شرکتکنندگان در گروههای مباحثاتی با توجه به مقاطع تحصیلی مرتبط گروهبندی شده و طرح عملیاتی یک سال یک امام جماعت موثر در روند تربیت دانشآموزان یک مدرسه را با حضور مشاورین زبده طراحی مینمایند. در پایان این دوره طرحهای برتر ضمن ارائه توسط طراحان، مورد تشویق، حمایت و انتشار قرار میگیرد.
3- دوره آموزشی مدیران مدارس؛ در دوره آموزشی راه مربی که اختصاص به مدیران مدارس دارد، مدیران مدارس توانمندی بیشتری در مسائل جزئی مدرسه در چند حوزه آموزشی، پرورشی، مسائل مربوط به نیروی انسانی مدرسه، مسائل مربوط به والدین، و مسائل مربوط به مباحث مالی و اداری مدرسه پیدا ميکنند.
مدرسه آینده ساز، درمسیر تحول
اهمیت و جایگاه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چنان بالاست كه براي پيشبرد آن تلاش روزمره فایدهای ندارد و باید به خواب و خوراک هر روزه تبدیل شود. تحول بنیادین، هوای تازهای است که مدرسههای ایران اسلامی خیلی وقت است به آن نیاز دارند. اگر این تحول به بدنه مدارس دوانده شود، حیات تازه پیدا میکنند و مأموریتهای اساسی خود را در راستای اهداف تعلیم و تربیت رسمی انجام خواهند داد.
در معاونت طرح و برنامه بنياد ملي نوجوان، برای تحقق اين امر حیاتی، تلاش شده تمام فعالیتها پیوست سند تحولی داشته باشد تا مدرسه تراز سند تحول بنیادین عملیاتی شود از آنجا که برنامه عملیاتی مدرسه در راستای تحقق اهداف سند تحول مشخص نیست، اجرایی سازی سند تحول در مدارس دچار چالشهایی شده است؛ مدارس و بویژه مدیران خود را سهیم در اجرایی سازی سند نمی بینند و به یک معنا «فرهنگ سازی» برای اجرای جدی سند تحول صورت نگرفته است.
براي حل اين مشكل اقداماتي انجام شده تا برنامه عملیاتی تدوین شود كه ميتوان آنها را به طور خلاصه چنين فهرست كرد؛
گام اول، بررسی اسناد بالادستی و پیشینه کار؛ سند تحول و سند ملی درسی از طرفی و بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از طرف دیگر، اسناد بالادستی بودند که توسط کارشناسان باید مطالعه میشدند.
گام دوم، ترسیم نقشه کلی حرکت؛ ترسیم نقشه عملیاتی، ساختار کلی، و مرحله بندی تولید «سند الگوی مدرسه تراز»، از جمله گامهای بنیادین بود. این مهم، با همکاری هسته اولیه مشاورین معاونت انجام شد.
گام سوم، تولید پیشنویس محتوایی بخشها؛ تجربه نشان داده است که مباحثات وقتی چابک و پربازده پیش میرود که فضای فکری و محتوایی به صورت پیشنویس قبل از جلسه ارائه شود. به اين منظور پیش نویس سند «مدرسه آینده ساز» در قالب یک کتاب ۱۴۰ صفحهای توسط معاونت طرح و برنامه بنياد نوجوان تهیه و تدوین شد.
گام چهارم، مباحثه با مدیران مدارس دولتی؛ تشکیل کارگروه مباحثاتی مدیران مدارس دولتی و استفاده از بدنه نیروهای آموزش و پرورش، جهت بررسی عملیاتی بودن محتوای سند، اقدامی بسیار مهم و راهبردی بود. این کارگروه دو جلسه حضوری جهت بررسی پیش نویس سند برگزار کرد. هم چنین نقد و بررسی پیشنویس در فضای مجازی و در قالب گروه مباحثاتی، بصورت مستمر ادامه داشت.
گام نهایی؛ پس از تصویب ویرایش اول در شورای محتوایی معاونت، این سند با نام «مدرسه آینده ساز» زمینه گفت و گوهای «شبکه مدارس مدار» را فراهم میكند. نشستها و گفت و گوهایی که ثبت تجربیات و ایدههای مدیران دلسوز مدارس، هدف اصلی آن است.
امين صدرا
براساس سند تحول بنيادين آموزش و پرورش كه در سال 1390 به تصويب رسيد، با همكاري اين وزارتخانه و حوزه علميه طلابي به مدارس معرفي ميشوند تا در امر تربيت دانشآموزان ايفاي نقش كنند. اين طرح با عنوان امين صدرا تاكنون منشا خير و بركات زيادي بوده است.
2 روايت از امين صدرا
روایت اول
برادر بزرگتر بچه ها
علیرضا فتاحی، مبلغ مدرسه متوسطه صدرا، برخوار اصفهان
«چاه کَن همیشه تَهِ چاه است»؛ این ضربالمثل رو حتما شنیدهاید؛ شاید یکی از نمونههاش من باشم. راستی ببخشید، سلام!
بنده فتاحی هستم؛ یکی از مبلغین مدارس دولتی. تو مدارس فعالم و کلی رفاقت داریم با بچه ها تو مدرسه. بچهها تو مدرسه بهم میگن شیخ علی. بخاطر اینکه غالبا جدای از قوانین و رسم و رسومات مدرسه، خیلی با هم راحتیم و کلی کارهای بزرگ رو با هم انجام میدیم. داشتم میگفتم با بچهها خیلی رابطه صمیمی داریم، بعضی وقتها برای عوض شدن فضا و بیرون رفتن خستگی بچهها، با هم شوخی و مزاح میکنیم. مثلا موقع صبحگاه یا نماز جماعت یکی از دانشآموزان رو صدا میکنم و با جدیت میپرسم مدیر امروز چند تا نکته گفت؟ اونم یهو به فکر فرو میره، یه کم سرخ و سفید میشه بعد همونجا تولدشو جلو همه بچهها تبریک میگم. این که مربی حواسش بوده امروز تولد اون دانشآموز بوده، خیلی برای بچهها جذابه و یه خاطره به یادموندنی براشون میشه.
البته ناگفته نماند فقط من با بچه ها شوخی نمیکنم، اونا هم یه ارادت ویژهای نسبت به بنده دارند و منو از شوخیهاشون بینصیب نمیذارند. برای همین همیشه تَهِ چاه بودهام و هستم؛ از شوخیهای سر کلاس گرفته تا گعدهها و دورهمیهای توی اعتکاف و اردوها.
اول سال تحصیلی جدید بود که بنده با هماهنگی مدیر مدرسه که همیشه پای کار بوده و هست، تصمیم گرفتیم اردویی در مهرماه برگزار کنیم. پس از سالها کار تربيتي به این باور رسیدهایم که اردو در تربیت نقش مهمی دارد. با مشورت کادر مدرسه تصمیم بر این شد كه به یکی از باغهای تفریحی استان اصفهان بریم. مقصد ما باغ جوان بود؛ یک اردوگاه تفریحی، شامل بازیهای متعددی مثل پینتبال، فوتبال حبابی، کارتینگ، اسب سواری، قایق سواری، اتاق ارواح و مانند اينها كه برای هرکدام از این بازیها باید هزینه جداگانهای پرداخت کرد.
مثل همه اردوها یک روز جلوترجهت ارزیابی رفتم و تمام شرایط محیطی را بررسی کردم؛ مثلا کدام قسمت برای تفریح مناسبتره؟ مکان مناسبی برای نماز داره یا نه؟بستری برای دورهمی و حلقه زدن هست؟ در صورت بارش باران جای مسقفی وجود داره که در آنجا بشه اجتماع کرد ومانند اينها. همهچی آماده بود؛ از آماده بودن تمام اقلامی که برای این اردو نیاز است و تمام لوازمی که میشود با آن سرگرمی آفرید تا هماهنگی ماشین اتوبوس و ناهار و غيره. بحمدالله همهچیز طبق روال پیش رفت تا اینکه در اردو مسألهای رخ داد که بنده حواسم به آن نبود.
راستش را بخواهید برای بنده که همیشه یه مسئله رو از زوايای مختلف بهش نگاه میکردم و مسائل را بارها بالا و پایین میکردم، فراموش کردن این مسئله خیلی زشت بود. متأسفانه برآورد اين موضوع را نکرده بودم که بچههای اصفهان از شمه اقتصادی بالایی برخوردار هستند و پول بالاي تفریحات خود نميدهند.
بچهها از صبح که به باغ جوان رفتند تا نزدیکای ظهر از هیچ كدام از بازیهاي مجموعه استفاده نکردند؛ البته از تهدیدها فرصت ساختيم. فرصت خوبی بود تا با بعضی از بچهها خلوت کنیم و کلی درد و دل داشتند.
بگذریم، بالاخره بچه ها نزدیکای ظهر آن تصمیم سخت اما شیرین را گرفتند؛ قرار شد هر نفر فقط در یکی از بازیها شرکت کند. حالا تصمیم سختتري جلوی بچهها بود؛ از آن همه بازی یکی را انتخاب كردن، كار سختي بود.
از آنجا که دوستان ارادت خاصی به بنده داشتند، تصمیم گرفتند که با بنده به خانه ارواح بیایند. آن اردو با خوشیهای خوب و بدش گذشت و این نکته برایم باقی ماند که همیشه نکتهای هست که شاید حواسم به آن نباشد؛ شاید روزی اردوی اتاق ارواح را برایتان تعریف کردم.
روایت دوم
دلگرمی شبها و روزهای من
خانم خیری پور مبلغه مدرسه دخترانه صدرا، دزفول خوزستان
آماده سال جدید وماجراجویی تازه با نوجوونهای نسل جدید بودم. حال و هوای سالهای تحصیلی خودم برام زنده شده بود. ذوق وشوق خاصی سراسر وجودم رو فراگرفته بود. قرار بود برای اولین بار تصویر من در ذهن بچهها شکل بگیره. بچهها مبهم و پرانرژی در صف ایستاده بودند. نوبت به معرفی من رسید؛ صدای مدیر درحیاط مدرسه پیچید: «واما، سرکارخانم خیری پور... مبلغه وطلبه دبیرستان ما...»
فضای سنگینی برای من ایجادشده بود؛ حق داشتند، اما هنوز اولش بود؛ قدم برداشتم و برای اولین بار در سال جدید به کلاس رفتم و پا به دنیای بزرگ وهیجان انگیز نوجوانها گذاشتم.
بانگاه ولبخندی مهربون روبه بچهها کردم و گفتم : «دخترای گلم، سلاآم»
همهمه بچهها کلاس رو فرا گرفت و مانع صحبت کردن من شد. برای لحظاتی به فکر فرو رفتم. دلیل رفتار بچهها چی میتونه باشه؟
یه صدایی به گوشم رسید: «آهان خانم شما همون آخونده هستی؟»
منم باخنده گفتم : «کاملا درسته عزیزم من همونم، همون روحانی یا مشاور مذهبی.»
هریک از بچهها با یک تیکه و کنایه، سنگ تمام گذاشتند؛ «تموم شد؛ آزادی مون رو گرفتن؛ توي مدرسه هم آخوند برامون آوردن؛ بسه بابا، هیچ جا آرامش نداریم» دریایی از بدبینی دورم رو گرفت.
اما من برای موندن اومده بودم نه برای رفتن. شروع کردم به صحبت. روحیه حساس و نکته بین بچهها مورد توجهم بود. کم کم جو کلاس آروم شد. در تک تک کلماتی که به کار میبردم حواسم بود که به اونها از اعماق وجودم بگم: «من دشمن شما نیستم و مقابل شما نايستادهام، بلكه كنارتون هستم؛ برای شما و طرز فکرتون ارزش قائلم و نیومدم که تغیرتون بدم؛ من به شما باور دارم.»
تمام بچهها نیاز داشتند که بدونن من نیومدم آزادی رو ازشون بگیرم؛ نیومدم تا اونها رو اذیت کنم. من فقط اومدم که کنارشون باشم. با هر شکل و عقیدهای كه باشن، دوسشون دارم. سر کلاس به بچه ها گفتم : «قبل از هر چیزی، مثل یه رفیق کنارتونم چه تو سختی چه تو راحتی.»
بچهها با حرفام گاردشون شکسته شد. کم کم داشت اون گرههای ذهنیشون باز میشد. گرههایی که مدتها توي ذهنشون شکل گرفته بود و براش راه حلی پیدا نکرده بودند. احساس می کردند من از یه دنیای دیگه اومدم. حرفام براشون جذاب شده بود. دیگه ازون حرفها خبری نبود.
حالا که به حرفهای اون روز فکر میکنم لبخند رضایت روی لبهام میشینه. من تونستم تمام اون افکار رو با رفتار خودم از بین ببرم. تونستم مهر و محبت وجودمو تو دل بچهها بکارم. در کمتر از یک ماه، نفرت و بد بینیها جای خودشون رو به دوستیها و رفاقتها دادند.
چشم باز کردم و دیدم دهها دختر دارم که از عشق و علاقشون نسبت به من میگن. من رو عزیزترینشون میدونن. همونها که روز اول با تیکههاشون مانع حرف زدنم میشدند، الان طاقت دیدن ناراحتی و دلگرفتگی من رو ندارند. همونا که اول سال به دید بد منو نگاه میکردند الان عاشقانه طلبهها رو دوست دارند و مدام از زبون بچهها میشنوم: «خانم! دوس داریم ما هم مثل شما بشیم، میشه ما هم طلبه بشیم؟» شنیدن این جملات انگیزه وتوانم رو برای ادامه راه دوچندان می کنه.
در پی این ارتباط خوب واشتیاقی که دربچهها ایجادشد، تصمیم گرفتیم جلسات وبرنامههای مختلفی رو درمدرسه ومسجد داشته باشیم؛ ازجمله جلسات پرسش وپاسخ به شبهات، اجرای مسابقات دینی ومذهبی درایام ومناسبتهای مختلف، معرفی کتاب، دیدارباخانواده شهدا ومباحث مختلف تربیتی واعتقادی.
خداروشاکرم که تااین لحظه، فعالیتها همچنان ادامه دارند وبچهها خیلی خوب تونستند توي مباحث اعتقادی ومذهبی تقویت بشند وبرای دوستان خودشون درجاهای مختلف تبیین کنند. رشد تصاعدی بچهها مثل جریان خون تازه توی رگهامه و من رو برای طی کردن ادامه راه، مصمم تر میکنه.
الان که دارم این متن رو براتون می نویسم، هزاران بار خدا رو شاکرم که لذت شیرین با بچهها بودن رو به من عطا کرد؛ لذت داشتن دخترایی با هزاران استعداد و توانایی که دلگرمی شب و روز من هستند.
صفحه 98
مهر: طرح و برنامه
پايين صفحه
بنياد ملي نوجوان در زمينه توانمندسازي، جهتدهي و پرورش افرادي كه بتوانند در نظام مدرسه امام تربيتي باشند، اقدامات متعددي در اين مدت به انجام رسانده است كه از حيث اهميت ميتوان به ايجاد مرکز آموزشهای کاربردی راه مربی و امین صدرا اشاره كرد.
33
در راستای دستیابی به تولید طرح جامع تربیت اسلامی و آموزش مباحث مبنایی و کاربردی تربیت دینی، مرکز آموزشهای کاربردی «راه مربی» وابسته به بنیاد ملی نوجوان با مأموریت توانمندسازی فعالان تربیتی و طراحی و تولید محتوای لازم و کاربردی عرصه تربیت تأسیس شد.
34
تحول بنیادین، هوای تازهای است که مدرسههای ایران اسلامی خیلی وقت است به آن نیاز دارند. اگر این تحول به بدنه مدارس دوانده شود، حیات تازه پیدا میکنند و مأموریتهای اساسی خود را در راستای اهداف تعلیم و تربیت رسمی انجام خواهند داد.
35
مثلا موقع صبحگاه یا نماز جماعت یکی از دانشآموزان رو صدا میکنم و با جدیت میپرسم مدیر امروز چند تا نکته گفت؟ اونم یهو به فکر فرو میره، یه کم سرخ و سفید میشه بعد همونجا تولدشو جلو همه بچهها تبریک میگم. این خیلی برای بچهها جذابه.
36
همونا که اول سال به دید بد منو نگاه میکردند الان عاشقانه طلبهها رو دوست دارند و مدام از زبون بچهها میشنوم: «خانم! دوس داریم ما هم مثل شما بشیم، میشه ما هم طلبه بشیم؟» شنیدن این جملات انگیزه وتوانم رو برای ادامه راه دوچندان می کنه.
1404/08/15