مسئول قرارگاه مردمی روحالله از فعالیت بینظیر موکبها و گروههای جهادی و مردمی در دوران جنگ سوم تحمیلی میگوید
در جریان جنگ تحمیلی سوم گروه های زیادی در پشت صحنه فعالیت کردند تا مردمی که در جریان جنگ تحمیلی سوم آسیب دیده بودند یا آنهایی که روز و شب با حضور در میادین و خیابانها، دشمن را در رسیدن به اهدافش ناکام گذاشتند، تنها نباشند. یکی از مهمترین این گروهها، موکبها و اعضای موکبها بودند. موکبها در این روزها با ایجاد هماهنگی بین سازمانها و افراد مختلف و با استفاده از کمکهای خالصانه مردمی، چنان امکاناتی فراهم آوردند که در همه روزهای جنگ، نه تنها خیابانها خالی از مردم نشد که حتی افراد آسیبدیده در جنگ هم هرگز احساس تنهایی نکردند. علی زرودی، مسئول قرارگاه مردمی روحالله که مدیریت موکب ها را به عهده دارد درباره پشت پرده خیابان های شهر در روزهای جنگ میگوید.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، در جریان جنگ تحمیلی سوم گروه های زیادی در پشت صحنه فعالیت کردند تا مردمی که در جریان جنگ تحمیلی سوم آسیب دیده بودند یا آنهایی که روز و شب با حضور در میادین و خیابانها، دشمن را در رسیدن به اهدافش ناکام گذاشتند، تنها نباشند. یکی از مهمترین این گروهها، موکبها و اعضای موکبها بودند. موکبها در این روزها با ایجاد هماهنگی بین سازمانها و افراد مختلف و با استفاده از کمکهای خالصانه مردمی، چنان امکاناتی فراهم آوردند که در همه روزهای جنگ، نه تنها خیابانها خالی از مردم نشد که حتی افراد آسیبدیده در جنگ هم هرگز احساس تنهایی نکردند. علی زرودی، مسئول قرارگاه مردمی روحالله که مدیریت موکب ها را به عهده دارد درباره پشت پرده خیابان های شهر در روزهای جنگ میگوید.
قرارگاه مردمی روحالله، کارویژه جنگ بود و از جنگ 12 روزه آغاز به کار کرد. این مرکز خیلی زود بستری شد برای فعالیتهای مردمی با تنوع بالای آن؛ از خیریه ها و موکبها و گروههای جهادی، خدمترسانی گرفته تا پیگیری موضوعات امنیتی. هدف از راهاندازی این قرارگاه هم این بود که در ایام ویژه جنگ، تداخل سازمانی اتفاق نیفتد و قرارگاه بتواند نقش ارتباطی را در بین سازمانها ایفا کند تا پشت صحنه حضور و میدان حتی برای لحظهای خالی نماند.
علی زرودی، مسئول قرارگاه مردمی روحالله میگوید: کار اصلی ما شبکهسازی جریان کمکهای مردمی است تا به صورت یکپارچه انجام شوند. در جنگ اخیر، از همان روز نخست فعالیت قرارگاه آغاز شد و به صورت 24 ساعته فعال بود.
قرارگاه روحالله در اداره کل زیستبوم فرهنگی شهر تهران، سازمان تبلیغات تهران، در بخش چهلسرا مستقر است. یکی از بازوهای اصلی خدمت رسانی آن در ایام جنگ موکبها بود. زرودی میگوید: « جنگ اخیر کمی متفاوتتر از جنگ 12روزه بود. چند پدیده مانند ماه رمضان، شبهای قدر، عید نوروز و سیزدهبدر را در این جنگ گذراندیم و به همیندلیل، آرایش کار متفاوت بود؛ بهویژه در اوایل جنگ که همزمان با ماه رمضان بود و بحث افطاری هم مطرح بود. در آن برهه زمانی، موضوع افطاری نیروهای امنیتی شامل نیروهای انتظامی تا نیروهای ایست بازرسی، بسیج و سپاه مطرح بود و ما تلاش میکردیم که خللی در کار تخصصی آنها ایجاد نشود.»
60 میدان اصلی، مرکز تجمعات مردمی بودند
در برخی از میدانهای اصلی شهر، استیج شهرداری برپا شده وهمزمان با حضور مردم، برنامههای متنوعی در آن اجرا میشد. در کنار آنها، موکبها نیز وظیفه مهمی برعهده داشتند. «همه این موکبها مردمی هستند و با همت مردم برپا شدهاند. عید امسال به نوعی عید میدانی بود و مردم به همراه خانواده در میادین حضور پیدا میکردند و حتی بخش زیادی از دید و بازدیدها و صلهرحم هم در همین میادین اتفاق افتاد. به همین دلیل پذیرایی در موکبها تنوع خاصی داشت تا حال وهوای نوروز را هم زنده نگه دارد. ما حدود 60 میدان داریم که به میدانهای رینگ یک، یعنی میدانهای اصلی، رینگ دو، که میدانهای سطح دو هستند ورینگ سه، که میدانهای محلی هستند، تقسیمبندی میشوند. با هماهنگی شهرداری، سازمان تبلیغات وسایر سازمانها، موکبها مسئولیت اصلی پذیرایی از حاضران را در اجتماعات به عهده داشتند.»
محلات، جایی برای پرچمگردانی
علاوه بر میادین اصلی شهر، محلات فاقد میادین و خیابانهای محل تردد هم از قلم نیفتادند. «در چنین محلاتی، موکبها برای پذیرایی برپا شدند و گروه های مردمی که قصد پرچمگردانی داشتند، در آنجا مستقر شدند. مثلا محله سهراه اندرزگو، با توجه به شریان رفتوآمدی زیاد، خلاءها و ترافیک زیادی که داشت، یکی از محلات اصلی برای حضور مردم و پذیرایی در هفتههای گذشته بود که با راهاندازی استیج و افزایش تعداد موکبها، فعالیتها به طور هماهنگ در این محله آغاز شد و یکی از محلات ثابت در تهران شد.»
پشتیبانی از موکبها
موکبها در ایام جنگ نقش مهمی در تشکیل اجتماعات مردمی در خیابانها و میادین داشتند اما آنها چطور پشتیبانی میشدند؟ زرودی میگوید: «خیریههای مختلفی مانند خیریه حضرت خدیجه متعلق به برنامه «سمت خدا» که در تهران مستقر هم نیست، به دلیل دغدغهای که برای کمکرسانی به تهران داشتند، حضور پیدا کرده بودند و ما با برقراری ارتباط بین چنین خیریههایی با موکبهایی در بحث پذیرایی به کمک نیاز داشتند، تلاش کردیم نیاز آنها را برطرف کنیم.»
بانوان، پای خدمت نان
یکی از مهمترین خدمترسانیها در ایامی که خیابانها مملو از عاشقان ایران و اسلام بودند، خدمت نان بود. «بانوان زیادی در پشتصحنه خیابانها به صورت خودجوش و حتی با هزینه شخصی سرگرم خدمترسانی به مردم بودند. بخش بزرگی از آنها در تهیه لقمه و ساندویچ فعالیت داشتند. این خانمها روزانه صدها نان خریداری و هریک به تنهایی هزاران لقمه تهیه میکردند. از آنجایی که ما سالهاست به طور تخصصی در مدیریت بحران سیل و زلزله فعالیت میکنیم، خدمت نان را نیز راهانداختیم و یک تریلی را به عنوان نانوایی سیار در بخشی از قرارگاه فعال کردیم که روزانه قابلیت پخت 8 تا 10هزار نان را داشت. این بخشی از نیاز نان برای تهیه لقمه را فراهم میکرد و این نان در اختیار خانم ها برای تهیه لقمه قرار میگرفت. نانوایی سیار به صورت شبانهروزی مشغول به کار بود و حدود 56 خانم به اضافه دو تا سه آقا تحت پوشش ما برای تأمین نان برای تهیه لقمههای روزانه فعالیت میکردند و تنها از طریق همین نانوایی سیار بین 8000 تا 15هزار لقمه برای مردم تهیه میشود.»
آشپزخانه مرکزی
تهیه غذا برای حافظان امنیت و مردمی که در ایست بازرسیها فعالیت داشتند، یکی دیگر از اقدامات مهم قرارگاه بود. «آشپزخانه متمرکز، جزء خدمات پشتیبانی قرارگاه مردمی روحالله است که به همت یکی از خیران و با اهدای مقداری خشکه از قبیل برنج، گوشت، روغن و غیره راهاندازی شده و در ادامه هم با کمک های مردمی، این آشپزخانه مرکزی غذا پخت میکند. غذای تهیه شده که روزانه حدود 6هزار پرس است در اختیار موکبها در مناطق قرار می گیرد و از سوی آنها توزیع میشود. ما تاکنون به 45 نقطه از شهر تهران غذا رساندهایم.»
روایت میدانداری
در کنار همه اقدامات، خدماتی که روزانه و در پشتصحنه در قرارگاه روح الله در حال انجام بود، یک گروه رسانهای هم تلاش میکرد این همدلی و جوشش مردمی را روایت کند. به گفته زرودی، «چند تیم رسانهای که رسالت آنها ثبت روایت میدان است، به دنبال سوژههایی بودند که در میدان فعالیت داشته و از آنها تصویربرداری و فیلمبرداری میکردند. یکی از موکبهایی که در اربعین فعالیت میکند، در ایام جنگ تمام تجهیزات و دستگاه نانوایی خود را در یک ساختمان نیمهکاره در حوالی نیاوران مستقر کرده و نانهای پخت شده را در اختیار مردم قرار میداد که یکی از سوژههای این تیم رسانهای بود. آنها همچنین از تهیه روزانه 6هزار لقمهای که توسط بانوان آماده میشد، ویدئویی تهیه کردهاند که بارها از صدا و سیما پخش شده است.
موکبها با کمکهای مردمی سرپا ایستادند
این مسئول هماهنگی قرارگاه مردمی درباره تعداد امکاناتی که در اختیار مردم حاضر در تجمعات قرار گرفته، عنوان میکند: «حدود 10 هزار پرچم و تا حدود 40 هزار پوستر در تجمعات توزیع شده است. در پذیراییها هم کمکها اغلب مردمی بودند به طوری که با اقلام محدودی موکب راهاندازی میشد و در ادامه با کمکهای مردمی سرپا نگه داشته میشدند.»
فعالیتهای داوطلبانه مردمی
بخشی از هسته مرکزی قرارگاه را گروههای جهادی تشکیل میدهند که یا در تهیه لقمهها به بانوان کمک میکنند یا در سایر فعالیتهای خودجوش و جهادی حاضر هستند و بهطور داوطلبانه حضور دارند. اما بخش دیگری هم وجود دارد که مرتبط به بحث اسکان اضطراری و طبخ غذای گرم است. زرودی می گوید: «این، بخش داوطلبان ماست. ما داوطلبانی داریم که از مدرسه تا مسجد و حسینیه و خیمه، برای اسکان اضطراری 40هزار نفر داوطلب شده و تدارک دیدهاند. به عنوان مثال، یک نفر داوطلب شده که 100 تا 200 نفر را در مسجد اسکان دهد؛ یا داوطلبی داشتیم که قبول کرده بود 255هزار طبخ غذای گرم در هر وعده داشته باشد.»
این موارد پراکندگی به شدت مطلوبی در سطح شهر تهران دارد و در کل مناطق 22گانه تهران گسترده شده و همین امر باعث میشود هم اسکان اضطراری و هم طبخ غذا طبق داوطلبانی که اعلام حضور کردهاند، از توزیع و توازن مناسبی برخوردار باشد.
زرودی می گوید: «ما داوطلبان دیگری هم داشتیم که کارهای لجستیکی را به عهده گرفتند. به عنوان مثال، صاحبان 220 انبار داوطلب و 246 سردخانه برای نگهداری جیره خوراکی و مواد فاسدشدنی و بهداشتی در شرایط اضطرار و 7911 نفر خادم برای انجام اسکان اضطراری و طبخ غذای گرم داوطلب شده اند.»
همه مواردی که مسئول قرارگاه روح الله به آن اشاره می کند، خصوصی و مردمی هستند و فعالان مسجدی و هیئتی که با انبارها در ارتباطاند نقش زیادی در وقوع این اتفاق داشتهاند.
گروه های جهادی در دل بحران
در مناطقی که مورد اصابت قرار گرفته بودند، نخستین گروههای امدادی، گروههای جهادی بودند. زرودی میگوید: «گروههای جهادی معمولا با جارو، دستمال و اسپری و غیره اولین کسانی بودند که در محل اصابتها حضور داشتند و ابتدا با گونیپیچی فضا، خیابان به سرعت تمیز میشد و بعد تلاش میکردند خانهها را نظافت کنند. البته ماموران خدمات شهری شهرداری تهران نیز در این اقدام نقش زیادی داشتند و از آنجایی که بخشی از خانههای تهران کاملا برجمحور و آپارتمانمحور است، گروه مردمی جهادی به خاطر سطح لجستیکیای که دارند، در بحث نظافت خیابان و باز کردن شریان عبور خودروها نقش ایفا مهمی ایفا میکردند. از طرفی، ساختمانهایی هم که مورد صدمه قرار گرفته بودند اگر قابل اسکان بودند و تنها قاب شیشه یا خود شیشه صدمه دیده بود یا بههمریختگی درون منزل ایجاد شده بود، گروه جهادی، در آن آپارتمان حضور پیدا کرده و به اهالی منزل در تمیز کردن اولیه کمک میکردند.»
1405/01/30