دسترسی سریع
کد خبر: ۳۵۳۹
۲۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۴:۲۱

تاریخچه گردان فاتحین

گردان فاتحین، ۴ گروهان داشت؛ گروهان یک: ویژه فرماندهی بود. این گروهان طوری آموزش دیده بود که در صورت شهادت یکی از فرماندهان، فرمانده جانشین داشته باشیم. گروهان دوم: تقسیم بین گروه‌ها بود.

تشکیل گردان فاتحین
در قم، آقای شریعتی مسئول اعزام طلبه‌ها به جبهه‌های حق علیه باطل بود. کارش بسیار سنجیده بود. پرونده تشکیل می‌داد و طلبه‌ها را به جبهه اعزام می‌کرد و پیگیر امورشان بود. نخستین اعزام طلبه‌ها به جبهه به قبل از عملیات آزادسازی خرمشهر‌ـ الی بیت‌المقدس‌ـ برمی‌گردد. اوایل، روحانیون بیشتر به‌عنوان رزمی اعزام می‌شدند. اینها وقتی به جبهه‌ها می‌رفتند لباس طلبگی را درمی‌آوردند و تیربارچی و آرپی‌جی زن می‌شدند». حجت‌الاسلام نیکبخت در پاسخ به این سؤال که طلبه ها چگونه وقتی دوره نظامی نگذرانده بودند در رزم شرکت می‌کردند؟ می‌گوید: «این مشکل را ما هم متوجه شدیم که خیلی از روحانیون تخصص‌کارهایی را که برعهده می‌گیرند ندارند. درحالی که اگر کار را بلد باشند امور را خیلی بهتر انجام می‌دهند. اواخر سال 1363 با شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی‌ـ که نماینده ولایت فقیه در قرارگاه خاتم الانبیا(ص) بود‌ـ این مشکل را مطرح کردیم. دستاورد آن تشکیل گردان فاتحین شد که به طلبه‌ها قبل از اینکه تقسیم شوند دوره‌های تخصصی آموزش داده می‌شد. ما 3 گروه طلبه در جبهه داشتیم: یکسری طلبه‌های تبلیغی بودند که فقط منبر می‌رفتند و از احکام مبتلا به رزمندگان تا تاریخ اسلام را می‌گفتند. این افراد از سنگرها تا پشت جبهه حضور داشتند و استادان حوزه علمیه قم، جامعه مدرسین، ائمه جمعه ... را می‌توان از این گروه نام برد. گروه دوم طلبه‌های رزمنده بودند که کمتر کارهای تبلیغی انجام می‌دادند و فقط در عرصه‌های رزمی وارد می‌شدند. عده این گروه هم در جبهه خیلی قابل توجه بود. گروه سومی هم داشتیم که اینها طلبه‌های رزمی‌ـ تبلیغی بودند که هم توان انجام کارهای تبلیغی و فرهنگی و هم توان کارهای رزمی و نظامی را داشتند. یعنی در حالت عادی لباس روحانی به تن می‌کردند و در شرایط عملیات، لباس بسیجی می‌پوشیدند و عمامه بر سرشان می‌گذاشتند».

چهارچوب گردان فاتحین
بنا برگفته حاج آقا نیکبخت؛ گردان فاتحین، ۴ گروهان داشت؛ گروهان یک: ویژه فرماندهی بود. این گروهان طوری آموزش دیده بود که در صورت شهادت یکی از فرماندهان، فرمانده جانشین داشته باشیم. گروهان دوم: تقسیم بین گروه‌ها بود. واحد ادوات زرهی و توپخانه هر گروهان ۳ دسته داشت. دسته‌ها را طوری آموزش داده بودیم که مثلاً اگر فرمانده زرهی با ۳‌، ۴طلبه شهید می‌شد دسته بی‌فرمانده نمی‌ماند. گروهان سوم: آموزش‌های تخصصی رزمی دیده بودند و تقسیم می‌شدند بین گروهان‌ها. هر گردان ۳ گروهان داشت. ۲۰ گردان داشتیم. 
به هر گردان ۳ روحانی متخصص می‌دادیم که هم آرپی‌جی‌زن، هم تیربارچی، هم پیش‌نماز و هم تخریب‌چی بود. گروهان ۴ از همه برای ما مهم‌تر بود. هرکسی که مشکل اعتقادی یا اخلاقی یا هر مشکل دیگری داشت به جای دادگاهی و اخراج، مشکلات را در سطح لشکر جمع می‌کردیم و برای هر ۱۰ نفر یک روحانی می‌گذاشتیم که به اینها آموزش عقیدتی می‌داد و توجیهشان می‌کرد. در جنگ ما به دنبال گرفتن سرزمین نبودیم. دنبال اینکه اسم ایران به‌عنوان جنگ‌آور نمونه مطرح شود نبودیم. بلکه ما در جنگ اعتقادی وارد شده بودیم که دشمنانمان در سطح جهان پشت عراق پنهان شده بودند تا اصل ریشه جمهوری اسلامی را بزنند. دفاع ما دفاع‌مقدس بود. باید انسان‌سازی می‌کردیم. نمی‌گذاشتیم با اسیر بدرفتاری شود و با اسیر مدارا می‌کردیم.

ارسال نظر
پربازدید
آخرین اخبار