نمایشگاهی تعاملی برای تربیت سفیران نهضت ملی «زندگی با آیهها»؛
«پیامبر آیهها باشیم»
خراسان رضوی | در گفتگو با یک فعال جهادی؛
«الناز نظامپور»، فعال جهادی و ساکن محله آزادشهر مشهد است. او درباره نقطه شروع فعالیتهایش میگوید.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، همه چیز از یک آشنایی ساده در مسجد آغاز شد. «الناز نظامپور»، فعال جهادی و ساکن محله آزادشهر مشهد است.
او درباره نقطه شروع فعالیتهایش میگوید: «ابتدا یک آشنایی ساده با حلقه میانی بود به نام روشنا؛ که این حلقه مخصوص خواهران بود. من در جلسات آنها شرکت کردم، فضای بینشان جذبم کرد و همین شد که به صورت مجازی ارتباطم را با آنها حفظ کردم.»
این عضویت مجازی، سرآغاز یک تحول بزرگ بود. او به تدریج ارتباط گرفت و این گروه مجازی را کمکم به جمعی حضوری بدل کرد: «با حدود ۶ نفر خانمی که دورهم جمع شده بودیم، گروه را به شکل حضوری شکل دادیم». این شش نفر، هسته اولیهای بودند که با همفکری، کارهایی کوچک در محله خودشان انجام دادند تا افراد بیشتری جذب شوند.
جذب تواناییهای پنهان محله
نظامپور با بیان اینکه بسته به توانایی افرادی که به آنها میپیوستند، فعالیتهایشان گسترش یافت، مثالی میزند: «مثلا خانمی در محله بود که نویسنده بود و برای ما با همان محتوایی که ما دنبالش بودیم یعنی محلهمحوری، تئاتر میگذاشت و نوجوانها را جمع میکرد. بعد یک سری جشن میگرفتیم حالا در مسجد یا جای دیگر و این باعث میشد جذب داشته باشیم و افراد بیایند و از تواناییهایشان استفاده کنند.»
از «مادریاری» تا «آشپزی برای مقاومت»؛ چرخه کاملی از همدلی
یکی از فعالیتهای شاخص این گروه، ابتکار «مادریاری» است. نظامپور توضیح میدهد: «برای مادرهایی که بچههای کوچک داشتند و نیاز به کمک داشتند، دوره میگذاشتیم و میرفتیم و کمکشان میکردیم. مثلا مادری بود که به بیماری اماس مبتلا شده و سه تا هم بچه کوچک داشت. ما میرفتیم کمکش میکردیم، خانهاش را نظافت و مرتب میکردیم.»
اما همزمان، وجه دیگری از فعالیتها، معطوف به حمایت از آرمانهای کلانتر است: «از زمانی که حضرت آقا فرمودند کمک به مقاومت، ما در محله جمع شدیم که چه شکلی میتوانیم امر ایشان را لبیک بگوییم. خانمهایی که آشپزی بلد بودند گروهی تشکیل دادند و شروع کردند به آشپزی کردن و حدود یک ساله فعال هستند و مبلغی حدود هشتاد میلیون تومان تا الان توانستند جمعآوری کنند.»
این مبالغ، علاوه بر واریز به حساب «ایران همدل»، صرف کارهای خیر دیگر در خود محله نیز میشود: «ما مبلغی هم برای کارهای خیر دیگری انجام دادیم. مثلا افرادی بودند که مبلغ کوچکی گذاشتند برای قرضالحسنه و ما از همان قرضالحسنهای که داشتیم به افراد نیازمند کمک کردیم.»
هیات کودک، تئاتر نوجوان و حلقههای گفتوگوی مادرانه
فعالیتهای این گروه تنها به کمکهای مادی محدود نمیشود. آنها با درک اهمیت کار فرهنگی، به سراغ کودکان و نوجوانان رفتهاند: «برای نوجوانهایمان گروه تئاتر و یک هیئت هم برای کودکان تشکیل دادیم. هر هفته یک مرتبه مادرهایی که بچه کوچک دارند دورهم جمع میشوند و گفتگو میکنند، فردی میآید برایشان در مورد سبک زندگی صحبت میکند همزمان کودکانشان هم همراه با مربی بازیهای هدفمند انجام میدهند.»
این شبکه گسترده، امروز ۷۷ نفر از زنان هممحلهای را گرد هم آورده است؛ زنانی که همه فعالیتهای خود را در خانههای شخصی و به شکل کاملاً مردمی پیش میبرند: «ما در خانههایمان فعالیتهایمان را انجام میدهیم و جای مشخصی نداریم و هممحلهای هستیم و باهم ارتباط داریم. روضههای خانگی، جلسات قرآنی و تبیینی و... همه این فعالیتها را در منزلهایمان انجام میدهیم.»
چالش اصلی؛ «خودجوش بودن»
اما این حرکت عمیق مردمی، با چالشهای خاص خود روبرو است. الناز نظامپور بزرگترین مشکل را نیاز به مجوز برای فعالیتهای گستردهتر عنوان میکند: «خیلی جاها میخواستیم فعالیتهایی انجام بدهیم ولی نیاز به مجوز داشتیم. ما چون کاملاً خودجوش و مردمی هستیم و زیرمجموعه هیچ سازمانی قرار نداریم، برای انجام خیلی از کارهایمان نیازمند مجوز هستیم که به ما داده نمیشد.»
او با اشاره به برنامهریزی برای برگزاری جشن عید غدیر در پارک پژوهش مشهد، میگوید: « چون خودمان مجوز نداشتیم، از طریق شهرداری و زیرمجموعه شهرداری فقط توانستیم این کار را انجام دهیم. مردم فکر میکردند ما بابت برپایی این جشن پولی دریافت میکنیم اما وقتی متوجه میشدند که ما یک گروهی هستیم که به تنهایی و مردمی فعالیت میکنیم، دیدشان تغییر کرد و برایشان خیلی جذاب بود.»
در میان تمام فعالیتهای سازمانیافته، نظامپور خاطرهای از تأثیرگذاری ساده اما عمیق انسانی تعریف میکند: «اوایلی که شروع به فعالیت کردم، در پارک ملت مشهد میخواستیم برنامه هر شب جمعه را ایجاد بکنیم... من و دوستم دو نفری رفتیم تا شربت پخش بکنیم. یک دفعه یک خانمی جلو آمد و گفت که برای چی دارید این کارها را انجام میدهید؟... اون خانم یک دفعه لحنش تغییر کرد و گفت حضرت مهدی اگر میخواست بیاید تا الان خودش میآمد، دیگر شما چرا دارید این کارها را انجام میدهید؟»
او در توصیف آن لحظه میگوید: «من تمام حرفهایش را گوش کردم، کمی با او همدلی کردم. بندهخدا دلش گرفته بود و بدون اینکه حتی شیرینی و شربت بخورد رفت». اما نتیجه این همدلی ساده، شگفتانگیز بود: «حدود ۵ دقیقه بعد دوباره برگشت پیش ما و با لبخند مرا بغل کرد و گفت خیلی حالم رو خوب کردی. همین قدر که گوش کردی به حرفم، حالم رو خیلی خوب کردی. شربتی هم خورد و با یک حال خوبی رفت و این برای من خیلی جذاب بود.»
زنان محله آزادشهر مشهد بدون هیچ ساختار رسمی و تنها با تکیه بر ایمان، عزم و سرمایه اجتماعی خود، شبکهای اثرگذار از کمک، فرهنگ و معنویت را در جغرافیای کوچک محله خود بنا نهادهاند. چالشهایی مانند دریافت مجوز، اگرچه مسیر را گاهی ناهموار میکند، اما هرگز حرکت این کاروان خیر را متوقف نکرده است.
1404/11/21
به روز رسانی : 1404/11/21
T
T