مروری بر شکوه هفته هنر انقلاب در امتداد ایران
هفتهای برای تجلی هنر
در نخستین گفتوگوی تلویزیونی سخنگوی انصارالله یمن در برنامه محفل مطرح شد؛
در اتفاقی که در برنامه محفل رخ دارد، سید «حسنین الحلو»، مجری عراقی این برنامه برای اولینبار گفتوگویی اختصاصی و تلویزیونی را با سردار «یحیی سریع»، سخنگوی انصارالله یمن انجام داد. یحیی سریع افسر نظامی یمن است که به عنوان سخنگوی نیروهای مسلح یمن فعالیت میکند. او در صحبتهایش به آیات قرآنی اشاره میکند که سراسر بشارت پیروزی به مستضعفان جهان و کسانی است که تحت ظلم و ستم ظالمان قرار گرفتهاند. بخشی از این گفت وگو را در ادامه می خوانید.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، در اتفاقی که در برنامه محفل رخ دارد، سید «حسنین الحلو»، مجری عراقی این برنامه برای اولینبار گفتوگویی اختصاصی و تلویزیونی را با سردار «یحیی سریع»، سخنگوی انصارالله یمن انجام داد. «یحیی سریع» افسر نظامی یمن است که به عنوان سخنگوی نیروهای مسلح یمن فعالیت میکند. او در صحبتهایش به آیات قرآنی اشاره میکند که سراسر بشارت پیروزی به مستضعفان جهان و کسانی است که تحت ظلم و ستم ظالمان قرار گرفتهاند. بخشی از این گفت وگو را در ادامه می خوانید.
آیا برنامه محفل را دیدید؟ اولین تصویری که از این برنامه در ذهن شما مانده، چیست؟ و چرا این تصویر باقی مانده است؟
بله. قسمتهای زیادی از این برنامه زیبا را تماشا کردم. من از آن کسانی هستم که خیلی این برنامه را دوست داشتم و البته مردم زیادی در یمن و دنیای اسلام آن را تماشا میکنند. آنچه این برنامه را نسبت به سایر برنامهها متفاوت میکند، قرآنی بودن آن است که انسان را به خدا و قرآن متوجه میکند و قداست و عظمتی برای قرآن کریم ایجاد میکند و استعدادهای جوان را رشد میدهد. همچنین، قرآن را با صوت و تلاوت محترمی ارائه میدهد در حالی که از تفکر تکفیری که قرآن را تحریف میکند، دور است. اولین تصویری که در ذهن من از این برنامه مانده، صحنههایی است که روی کودکان و نسل جدید تمرکز کرده است؛ در حالی که بر شتاب و نشاط قرآنی تأکید دارد و این اتفاق بزرگی است که مشاهده میکنیم. کودکان برای حفظ قرآن کریم با شوق و رغبت با هم مسابقه میدهند و سعی میکنند از قاریان بزرگ اسلام تقلید کنند. اما چرا؟ چون قرآن با تبلیغات و تحریف عامدانهای مواجه است که هدف آن حذف این کتاب از حوزه توجه ملتها و تضعیف ارزش و قداست آنها در دلهای مسلمانان است. در این صورت، مسیر دیگری آغاز میشود که آن پیروی جوانان از فرهنگ بیمایه غربی است که خالی از هرگونه ارزش و اخلاق و قداست است. در این زمینه، آخرین تلاش دشمنان برای بدنام کردن قرآن، کاری بود که یکی از نامزدهای آمریکایی انجام داد. تمام اینها نشانه دشمنی آنها با قرآن کریم است چرا که آیین و فساد و فریب آنها را رسوا کرده و مانع تسلط آنها میشود.
آمریکاییها و اسرائیلیها با روشهای مختلفی چون جنگ نرم و جنگ روانی تلاش میکنند با تأثیر بر نسل جوان، آنها را از هویت اسلامی و ارزشهای قرآن دور کنند و کنترل بر رفتار آنها را آسانتر کنند. اینجا، اهمیت این برنامه در مرتبط کردن نسلها با قرآن کریم مشخص میشود و همچنین شادابی و نشاط آنها بر پایه محبت و تعظیم و تلاوت قرآن.
آیا انتظار داشتید فضای ملت ایران تا این حد قرآنی باشد؟
بله. این چیز عجیبی برای ملت ایران نیست. از زمانهای قدیم و انقلاب اسلامی، عشق به قرآن به دست امام خمینی در دل ایران کاشته شد. بعد از ایشان هم امام خامنهای این مسیر را ادامه دادند. این انقلاب اهداف و برنامههای مشخصی دارد. مردم ایران برای تحقق چنین اهدافی، فداکاریهای زیادی در میان ملتهای مسلمان و یاری دادن حق و مستضعفان عالم انجام دادهاند. این نشاندهنده ایمان واقعی آنها و تمسکشان به قرآن کریم است و به توان، عزت، آزادی و استقلال آنها منجر شد. ایران در مدت کوتاهی، به قدرت اسلامی بزرگ در مواجهه با استکبار جهانی تبدیل شد؛ استکباری که آمریکا و اسرائیل زعامت آن را بر عهده دارند و در فرصتهای مختلف نمونههای متعددی بروز پیدا کرد. این نشان میدهد که قرآن چه اثرات بزرگ و اعجاببرانگیزی داشته و چگونه یک دولت اسلامی را میسازد؛ چطور یک لشکر را میسازد و یک ملت مقاوم را در مقابل مبارزهطلبیها تربیت میکند؛ ملتی که خودش را ملتزم به یاری مستضعفان میداند و به قضایای امت اسلامی توجه میکند. خب، همه اینها به واسطه تمسک به قرآن کریم و بهرهگیری از آموزههای قرآن است.
اولین علاقمندی جدی شما به قرآن چه زمانی و در چه مرحلهای از زندگیتان بود؟
الحمدلله ما در یمن ملتی با هویتی ایمانی هستیم. این ملت را رسولالله اینطور توصیف کردهاند، آنها اهل ایمان و حکمتاند. و ملت ما ملتی است که از اصالت قرآنی و ایمانی خود محافظت میکند. ما از بچگی با قرآن کریم پرورش پیدا میکنیم اما اگر بخواهم از علاقه جدی خودم بگویم، هنگام مواجهه با مشروع قرآنی فرمانده شهید قرآن، سید حسین بدرالدین حوثی بود که این مشروع قرآن را در سال 2001 برگزار کرد. اولین علاقمندی جدی من به قرآن شکل عملی و با آگاهی در خلال آن چیزهایی که شهید فرمانده سید حسین در ضمن دروس خود از قرآن کریم میگفت. وقتی از جهاد در راه خدا میگفت، از مواجهه با طاغوت ظالمان براساس نکات قرآنی میگفت. در این مدت، دو بار و به مدت حدود پنج سال و نیم به زندان افتادم. الحمدلله فرصتی در داخل زندان پیش آمد تا قرآن را به طور کامل حفظ کنم. در زندان همراه و رفیق و مونس من بود و وقتهایی که به در زندان به من سخت میگذشت از طریق قرآن کریم به خدای سبحان و تعالی پناه میبردم. به کمک قرآن نفسم مؤمن و قوی شد و اراده و ایمانم زیاد شد. اما در چه مرحلهای از عمرم بود، شاید 36 سال داشتم، در سال 2006 میلادی.
و نکات و راهنماییهایی که قرآن به شما در راه مقاومت هدیه کرد، چیست؟
قرآن کریم به ما معنی زندگی و ارزشهای انسانی و هدف وجود را یاد داد و این که چطور با طغیان برخورد کنیم. این که چطور در زمانه ظلم و جور آزاده زندگی کنیم و این که جز برای خدا خضوع نکنیم و جز از عذاب خدا نترسیم، جز از آنچه در نزد خداست رغبت نداشته باشیم، عزیز باشیم و سرهایمان را بالا بگیریم. زمانی که تهدید و طغیان دشمن از راه میرسد، خداوند متعال میفرماید: «در حالی که توانایی غیرقابل شکست برای خدا و پیامبر و مؤمنان است ولی منافقان کوردل به این واقعیت آگاه نیستند.» از طریق قرآن عظمت جهاد در راه خدا و یاری مستضعفان را یاد گرفتیم. این که لشکر خدا باشیم و جانهایمان را با بالاترین قیمت به بهشت و رضوان خدا بفروشیم و خدا فرموده: «و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد، و خدا به بندگان مهربان است.»
و خدا گفته: «آنان که زندگی دنیا را با آخرت مبادله میکنند البته باید در راه خدا بجنگند. هر گه در راه خدا بجنگد و کشته شود یا بر دشمن پیروز گردد، به زودی پاداش بزرگی به او عطا میکنیم.» با این ارزشها و اخلاقیات اینطور تربیت شدیم که مردانی صالح باشیم و اهل احسان، مهربانی، راستگویی، وفا، صبر و اخلاص باشیم و خصوصیات ارزشمند در راه و روش و سلوک ما باشد. خداوند گفته: «همانا خداوند به عدالت و نیکوکاری و انفاق به خویشاوندان فرمان میدهد و از هر کار زشت و ناپسندی، و هرگونه تجاوز از حدود خدا و حقوق مردم نهی میکند. شما را اندرز میدهد تا متذکر این مطلب شوید.» و همینطور فرموده: «بیتردید کسانی که مؤمنند و کارهای شایسته انجام دادهاند بهترین مخلوقاتند.»
ما از نور قرآن کریم بصیرت و بینش سالم و صائب و حکیمانه را یاد گرفتیم. نور قرآن ما را در مقابل خدعههای دشمن و پوشاندن حق و باطل کمک کرد. خداوند گفته است: «خداوند سرپرست و یار مؤمنان است، آنان را از تاریکیها به سوی نور روانه میکند و کسانی که کافراند سرپرستان آنان طاغوت است که آنان را از نور به سوی تاریکیها حرکت میدهند. آنان اهل آتشند و یقینا در آن جاودانهاند.» همینطور یاد گرفتیم وجود و خلقت ما در زندگی بیهوده نیست. همانطور که خداوند فرموده: «آیا پنداشتهاید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم و اینکه به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟» از کارهایمان پرسیده خواهد شد و ما مؤاخذه میشویم و برای گناهان و کمکاریهایمان مجازات میشویم. برای کارهای خوبمان پاداش میگیریم، همانطور که خدا گفته: «پس هر کس هموزن ذرهای نیکی کند، آن را میبیند و نیز هرکس هموزن ذرهای بدی کند، آن را میبیند.» فهمیدیم که ما در این دنیا برای هدف بزرگی آمدهایم. اهدافی مقدس و مسئولیتهایی برای برپا داشتن حق در این زندگی داریم. همان طور که خدا فرموده: «ای مؤمنان! در همه امور زندگی قیامکنننده به اجرای عدالت و گواهیدهنده برای خدا باشید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا نزدیکانتان باشد.» و از قرآن یاد گرفتیم که به پیامبران و صالحان تأسی کنیم و به پرچمهای هدایت یعنی اهل بیت پیامبر اقتدا کنیم. و همان خدا را که در کتابهیا آُمانی و از زبان بندگان هدایتگر او شنیدیم، اطاعت کنیم و گرامی بداریم. خدا فرموده: «یقینا برای شما در روش و رفتار پیامبر خدا الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد و خدا را بسیار یاد میکند.» و فرموده: «سرپرست و دوست واقعی شما فقط خدا و پیامبر اوست و نیز مؤمنانی که همواره نماز را با شرایط ویژهاش برپا میدارند و در حال رکوع به تهیدستان صدقه میدهند.» و ما شاهد عظمت اسلام و قرآن بودیم که تنها راهی است که این زندگی با آن سامان پیدا میکند و اصلاح شود.
چه کسی شما را برای دفاع از فلسطین به این شکل واضح و صریح هدایت کرد؟
ما برای یاری رساندن در قضیه فلسطین با اصول ایمانی، قرآنی، اخلاقی و انسانی حرکت کردیم. با توجه به ارزشهایی که فرهنگیهای قرآنی ما در این دین محمدی اصیل ما را براساس آنها تریبیت کرد. اینجا باید به اون مشروع قانونی شهید فرمانده سید حسین اشاره کنم که در روز جهانی قدس برگزار شد و جهت و موضوع آن از ابتدا فلسطین و مبارزه با اسرائیل و آمریکا بود. ما معتقدیم قضیه فلسطین تنها مسئله فلسطینیها نیست بلکه یک مسئله برای تمام اعراب و همه مسلمانان است. بحث عدالت حق است. وضعیتی که دهها سال مردم مظلوم فلسطین در آن زندگی میکنند و نظیر ندارد. از همان زمانی که بچه بودیم، صهیونیستهای کافر را میدیدیم که زنان و کودکان فلسطینی مسلمان را میکشند. میدیدیم که زمینهایشان را قصب میکنند، خانههایشان را ویران میکنند و آنها را به زندان میاندازند. به مسجدالاقصی شریف که یکی از بزرگترین مقدسات مسلمانان جهان به شمار میرود هتک حرمت میکنند. دشمن اسرائیلی این کارهای وحشیانه و این ظلم تاریخی را با توحش تمام با مردم غزه انجام داد. آنها مرتکب جرم بزرگی شدند و بین 70 تا 71 هزار زن و مرد مسلمان را کشتند و آمار زخمیها را به بیش از 100 هزار نفر رساندند. در مقابل، چیزی که انسان را نارحت میکند، این است که غزه در محاصره است. از گرسنگی و تشنگی رنج میبرد و اطرافش را میلیونها مسلمان گرفته و این مسلمانان از این که یک قرص نان، کمی دارو یا جرعهای آب برسانند، عاجزند. آیا ممکن است کسی که هنوز ذرهای انسانیت در وجودش مانده، در برابر این چیزها سکوت کند؟ اگر در راه خدا برای دفاع از این مستضعفان جهاد نکنیم، پس کی قرار است جهاد کنیم؟ به دور از همه مسائل و تفاوتهای مذهبی و سیاسی و جغرافی، همه ما مسلمانیم و مسیر ما در آخرت به هم مرتبط میشود. نمیتوانیم از عذاب خدا نجات پیدا کنیم. خدا فرموده: «اگر شتابان به سوی جهاد بیرون نروید، خداوند به عذابی دردناک عذاب میکند و گروه دیگری را به جای شما میآورد و شما با نرفتن به جهاد، هیچ زیانی به خداوند نمیرسانید. خداوند بر هر کاری تواناست.» و همچنین خدا میفرماید: «شما را چه شده که در راه خدا نمیجنگید و برای رهایی مردان و زنان و کودکانی که به زنجیر استضعاف بسته شدهاند، آن مستضعفانی که همواره میگویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند خارج کن. و از سوی خود سرپرستی نجاتبخش و یاوری دلسوز برای ما قرار ده!» و در دنیا هم از عواقب کمکاریهایمان در امان نیستیم. سنتهای الهی به شکست دشمنان به عنوان مجازات حکم میکند؛ اگرچه رویارویی با دشمن دشوار است خصوصا این که دشمن اسرائیلی حلقه محاصره خود را تنگتر کند. خدا میفرماید: «به متخلفان بادیهنشین بگو: به زودی به سوی گروهی سرسخت و نیرومند دعوتتان میکنند که با آنان بجنگید یا آن که تسلیم حق شوند. اگر اطاعت کنید خداوند پاداش نیکی به شما خواهد داد و اگر سرپیچی کردید همانگونه که چیش از این سرپیجی کردید، شما را به عذابی دردناک عذاب خواهد کرد.» همینطور خدا فرموده: «آیا به کسانی که از ترس مرگ از خانههای خود بیرون آمدند، در حالی که هزاران نفر بودند، ننگریستی؟ پس خدا به آنان فرمود: بمیرید و آنان بدون فاصله مردند سپس آنان را زنده کرد. خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است ولی بیشتر مردم سپاس نمیگزارند.»
در تاریخ هم دیدهایم و در قرآن هم خواندهایم و امروز هم میبینیم که کوتاه آمدن در مقابل ظلم، شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت، دشمن را بر ادامه ظلم بیشتر شجاع میکند. امروزه دشمن صهیونی برنامه تغییر در خاورمیانه را دارد و خرافاتی که از آموزههای تلمود دارند، میخواهند اسرائیل بزرگ را تشکیل دهند و کمکاری و سستی تعداد زیادی از سرزمینهای اسلامی، این جرأت را به آنها میدهد. دشمن اسرائیلی میخواهد در منطقه امر و نهی کند و در ادامه، ما در جهاد فی سبیل الله تکلیف شرعی و الهی خود را انجام میدهیم و هیچ منتی برای خدا نداریم بلکه استغفار میکنیم که کمکاری هم کردهایم و با این کار خطر را از خودمان، امتمان و نسل آیندهمان درو میکنیم. نمیخواهیم دنبالهروی سستیکنندگان باشیم و آثار و مصاعب این کمکاری ما را دربرگیرد.
خدا میفرماید: «ما مردگان را یقینا زنده میکنیم، و آنچه را پیشاپیش فرستادهاند با آثار و اعمالشان درج میکنیم و هر چیزی را در کارنامهای روشن برشمردهایم.» انسان به طور فطری خود را از خطر دور میکند اما با ارزشها و ایمانی که دارد برای دیگران فداکاری میکند. به هرحال، ما در جایگاهی هستیم که امروزه با اسلام، قرآن و ارزشهای اخلاقی اسلامی آمیخته شده و کنار تمام فرزندان امتمان در برابر این وحشیگریهای صهیونی و آمریکایی میایستیم. از همین تریبون به فرزندان این امت از هر حکومت و ملت و حزب و مذهب و با هر تفاوتی که هستند، میگویم که در برابر هر چه که برای مردم فلسطین رخ میدهد، تقوای الهی پیشه کنید و بدانید که سکوت و بیخیالی شما، دشمن را تشجیع میکند. اگر ما در جایگاه نظامی نمیتوانیم کاری کنیم، حداقل در باقی عرصهها تلاش کنیم و این را جهاد در راه خداوند متعال بدانیم؛ چه در میدان رسانه باشد یا در میدان اقتصادی در مقابل دشمن آمریکایی. همینطور در مسائل سیاسی و فکری دستکم خودمان، خانواده و جامعهمان را آگاه کنیم و در مقابل فساد و گمراهی صهیونیستی حفظ کنیم.
آیا از این نمیترسید که آمریکا بیشتر و سختتر از حالا به یمن حمله کند؟
من اعتقاد دارم که آمریکا در برخورد با ما و حمایت از اسرائیل و متوقف کردن کمکهای ما به غزه حداکثر جدیت را دارد. ترامپ این موضوع را از روز اول صراحتا گفت که از شما را از بین میبریم. پیش از او هم بایدن مجرم و نتانیاهوی جانی هم این جمله را تکرار کرد و تهدیدات بقیه جنایتکاران در جنگ و فرماندهان رژیم صهیونی این جدیت آنها را خیلی واضح نشان میدهد تا جایی که میبینیم آمریکا نیروهای نظامی و پنج ناو هواپیمابر و کشتیهای جنگی را که از آنها پشتیبانی میکند، در دریای سرخ مستقر کرده است. البته انگلستان و سایر همپیمانان آنها نیز هم که تحت عنوان نگهبانان سخت دور هم جمع شدهاند. این شواهد حداکثر جدیت آنها را نشان میدهد و اینکه در نهایت این رویارویی چقدر سخت است. دشمن با همه توان خود ظاهر شده است. از یک طرف، موشکهای بالستیک و از طرف دیگر با پوشش رسانهای قوی و استفاده از خلاءها و مشکلات امنیتی و جاسوسهای داخلی و کمک عناصر مزدور یمنی که متأسفانه همه ضربات آمریکایی، اسرائیلی و انگلیسی را به کشورمان یاری کردند، قصد ضربه به کشور را دارند. ولی با همه اینها، ما اصلا نگران نیستیم چون میدانیم عاقبت کارها دست خداست و اوست که نتایج وعواقب را ترسیم میکند. خدا فرموده: «و همه امور به خداوند بازگردانده میشوند.» و همچنین میفرماید: «همه امور به سوی خداوند بازمیگردد.» و نیز میگوید: «همه کارها به او بازگردانده میشود و بر او توکل داشته باش و پروردگارت از آنچه انجام میدهید، بیخبر نیست.»
دشمن آمریکایی به دنبال کاری غیرممکن است؛ این که ما را از یاری فلسطین منصرف کند. اما آنها شکست خوردهاند. از نظر من، شکست قاطع و کوبندهای هم بود به گونهای که همه عالم شنیدند و فهمیدند و تأثیر آن تا امروز چه از نظر روانی و چه از نظر استراتژیک بر خودش و جایگاهش در جهان باقی ماند. ابهت سلاحها، جنگندهها و هواپیماهایش شکست و از این پس، دیگر جنگندهها و سلاحهای او ترسناک نیستند، همانطور که قبلا هم نبودند.
هیمنه سلاحهای آمریکایی و صنایع دفاعی آنها از بین رفت از زمانی که ارتش یمن به فضل الهی توانست هواپیماها و جتهای جنگی آنها را در عملیاتهای مختلف سرنگون کند. و نظر شخصی من این است که به فضل خدا ما از هدف قرار داده شدن نمیترسیم چرا که ما برای خدا و در راه خدا حرکت میکنیم و در مقدسترین جبهه میجنگیم بر قائده احدالحسنیین، یا پیروزی یا شهادت. و خدا ما را با پیروزی کرامت داد و اما اگر شهادت نصیبمان شود، ما به آرزویمان میرسیم. این که خدا، شهادت در مواجهه با مستکبران در بهترین و مقدسترین جنگها نصیبمان کند.
آیا تاکنون تصمیمی مبتنی بر آیات قرآن گرفتید؟
بله زیاد بوده است. البته بارزترین آنها، قراری بود که هنگام حرکت برای جهاد در راه خدا داشتم. سال 2005 وقتی که شهید قرآن در جنگ اول در استان «صعده» شهید شد. بعد از این که جنگ مستقر شد و جهاد بر ما واجب شد، به حرف خدا تأسی کردیم که فرمود: «یقینا خدا از مؤمنان جانها و اموالشان را به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد، خریده، همان کسانی که در راه خدا پیکار میکنند، پس میکشند و کشته میشوند. خدا آنان را بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن وعده بهشت داده است، وعدهای حق. و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس ای مؤمنان، به این داد و ستدی که انجام دادهاید، خوشحال و شاد باشید و این است کامیابی بزرگ.» این آِیهای بود که من را حرکت داد تا در جنگ دوم در استان «صعده» شرکت کنم و زندانی شدم و یک سال هم در زندان بودم. تا سومین جنگ که همین آیه دوباره در من تأثیر گذاشت و مسیر زندگی من را در مسیر جهاد در راه خدا و جانفشانی برای خدا تغییر داد.
آیا زمانی بوده که حس کنید آیهای از قرآن شما را همراهی کرده و شما را تنها نگذاشته است؟
بله. بعد از خروج از زندان در سال 2006، وقتی جنگ چهارم در استان «صعده» شروع شده بود و دو ماه هم به طول انجامید. من در آن جنگ مشارکت داشتم و در اواخر جنگ محاصره شده بودیم در حالی که مجروح بودم و گلوله خورده و بخشهایی از بدنم زخمی شده بود. در لحظهای که توسط دشمنان و لشکر و حتی بعضی از منافقان محاصره شده بودم، رسول الله را یاد کردم که در غار محاصره شده بود و این آیه به خاطرم آمد: «آنگاه که کافران درباره تو نیرنگ میزنند تا تو را به زندان اندازند یا به قتل برسانند یا از وطن بیرونت کنند، و نیرنگ میزنند، خداوند کیفر نیرنگشان را میدهد و خداوند بهترین چارهجویان است.»
دشمن از من میخواست تسلیم شوم. از هر طرف به من شلیک میکردند و من خدا را صدا میزدم در حالی که در صخره کوچکی گرفتار شده بودم و از آن منطقه به منطقه دیگری میرفتم و به مدت چهار سال و نیم اسیر شدم.
چه زمانی حس کردید که قرآن تکیهگاه واقعی شماست؟
زمانی که در زندانهای دشمن زندانی بودم. قرآن کریم بعد از خدا تنها پشتیبان من در زندان بود. وقتی با دشمن صعودی، آمریکایی و اماراتی در جنگ بودیم و همینطور در جنگ اخیر با دشمن صهیونی آمریکایی، همینطور در تمام زندگی تکیهگاه من بوده است. در اینجا باید چند نکته درباره قرآن کریم بگویم. اول این که قرآن تو را به خدا وصل میکند و طناب اتصال بین تو و خدا میشود و این تکیهگاهی معنوی و پشتیبان و نور و هدایتی از جانب خداست. بدون این طناب، از خدا جدا میشوی. پس با اضطراب و فشارهای روحی زندگی میکنی یا تحت فشارهای روحی آرامش و طمأنینه خود را از دست میدهی. خداوند میفرماید: «آگاه باشید! دلها فقط به یاد خدا آرام میگیرد.» و این تضمین خدا ما را بس است که به پیروزی مؤمنان و شکست و خواری کافران وعده میدهد.
دوم این که، قرآن کریم به انسان دید و بصیرت میدهد که باید چه کار کند و نتایج چطور رقم خواهد خورد و انسان میتواند کوهی از بلایا و مصائب را تحمل کند. حس میکند در جایگاه حق است و عمل مقدسی انجام داده که خدا را راضی میکند. و قرآن کریم به یاد آنها میآورد که انبیاء و اولیایی از بندگان خدا بودهاند که با سختیها و سدهای بزرگی مواجه شدهاند. این که چگونه با صبر و تکیه بر خدا با این مشکلات مواجه شدند. خدا میفرماید: «چه بسا پیامبرانی که انبوهی از الهیمسلکان به همراه او جنگیدند و در برابر آسیبهایی که در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و در برابر دشمن سر تسلیم فرود نیاوردند. خداوند صابران را دوست دارد.» با این آیات حس میکنید که تنها نیستید و اولین کسی نیستید که با آن دشمن شده است. انبیائی بودهاند که شهید شدهاند. این به شما طمأنینه و معنویت میدهد.
به نظر شما چه آیاتی در قرآن در حال حاضر به فلسطین اشاره دارد؟
تمام آیاتی که درباره مستضعفان در قرآن آمده به ملت فلسطین مربوط میشود اما به اذن خدا بعد از این استضعاف بزرگ، فرج بزرگی در راه خواهد بود. با نابودی این رژیم خبیث، بزرگی عظیمی بهدست خواهد آمد. چنین وعده خدا به مستضعفان است. همانطور که میفرماید: «به کسانی که مورد هجوم و جنگ قرار میگیرند اجازه داده شده، به این دلیل که مورد ستم قرار گرفتهاند و البته خداوند بر یاری دادن به آنان تواناست.» در اغلب مراحل این مظلومیت مقدمهای بر پیروزی آشکار و فرج از طرف خداست، بهخصوص اگر این مظلومیت همراه با مبارزه با دشمن باشد؛ همانا جهاد در راه خدا و حرکت در مسیر هدایت الهی و کمک خواستن و توکل بر او. و انسان باید در این آیه مبارکه از سوره بقره تأمل کند که خدا میفرماید: «آبا داستان آن گروه از سران و اشراف بنیاسرائیل را که پس از موسی بودند، ندانستی؟ که به پیامبرشان گفتند: برای ما زمامداری انتخاب کن تا در راه خدا بجنگیم.»
این آیه تجربهای از مستضعفان را بیان میکند که میخواهند در راه خدا حرکت کنند و عوامل پیروزی را بهدست میآورند که وضع مستضعفان را تغییر میدهد. در این بین، ابتلاعات و آزمایشهایی برای آنها رخ میدهد که بسیاری از آنها سقوط میککند. همانطور که خدا میگوید: «پس همگی جز اندکی از آنان آب نوشیدند.» و درنهایت، خدا پیروزی را برای تعداد کمی از مستضعفان خالص محقق میکند. و خداوند میفرماید: «پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند. و داود (جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود) جالوت را کشت.» و وضعیت این ملت مستضعف متحول میشود تا آنجایی که قویترین مملکت را در تاریخ خود بنا کردند. و این درس بزرگی برای تمام مستضعفان جهان اسلام است همانطور که شهید سید حسین گفت: «اگر نمیدانید چطور قوی باشید، یاد بگیریم چطور مستضعف باشیم.»
قرآن چگونه در دلِ درد و محاصره و سختی، امید میکارد؟
زمانی که انسان در آیات خدا و وعدههای پیروزی برای مستضعفان تدبر میکند، مانند این آیه قرآن که میگوید: «ای مؤمنان! اگر دین خدا را با جهاد خالصانه یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد.» همه آیات به مسلمانان وعده عزت و رستگاری و پیروزی از طرف خداوند متعال را میدهد. به انسان اطمینان میدهد که وعدههای خدا راست است و این وعده تخلفناپذیر است، حتی اگر انسان درها را در مقابل خود بسته ببیند، یا دشمن بجنگد و انسان در خطرها احاطه شده باشد. امید به خدا قوی میماند و همچنین یقین به وعده خدا و انسان مصداق حرف خدا را لمس میکند که میگوید: «پس به راستی با هر دشواری آسانی است. آری بیشک با هر دشواری آسانی است.» و در سنتهای الهی پیروزی و چیرگی پس از صبر بر سختی بهدست میآید و بعد از محاصره و سختی.
همانطور که خداوند میفرماید: «آیا پنداشتهاید وارد بهشت میشوید؟ در حالی که هنوز حادثههایی مانند حوادث زندگی گذشتگان برای شما پیش نیامد. به آنان سختیها و تنگدستی رسید تا جایی که پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آورده بودند، میگفتند: یاری خداوند چه زمانی خواهد بود؟ به آنان مژده داده شد که آگاه باشید یاری خداوند نزدیک است.»
در محضر قرآن یاد میگیریم که خدا هرگز در وعدهاش تخلف نمیکند حتی اگر دشمن قوی باشد. و قرآن یادآوری میکند که فرعون چطور بوده و بنیاسرائیل چگونه رفتار میکرد و موسی علیهالسلام چگونه با آنها با استعانت به خدا و صبر حرف میزد و به آنها وعده پیروزی میداد در حالی که پسرانش کشته میشدند و زنان آنها زنده نگه داشته میشدند.
خدا فرموده: «موسی به قومش گفت: در برابر مشکلات از خداوند قادر کمک بخواهید و شکیبایی کنید. بیتردید زمین در سیطره مالکیت خداست، آن را به هر کس از بندگانش بخواهد میبخشد و فرجام نیک برای کسانی است که خدا را اطاعت کرده، از محرماتش بپرهیزید.» در حالی که موسی صبر میکرد، خدا اموری را تدبیر میکرد که کسی قادر به عملی کردن آن نبود. شرایط سقوط فرعون را فراهم میکرد. وقتی که مشاهده کردند فرعون و قومش در دریا غرق شدند و آنها نظارهگر بودند، نتیجه عالی بود.
همانطور که خدا فرموده: «و وعده نیکوتر و زیباتر پروردگارت بر بنیاسرائیل به پاداش صبری که کردند، تحقق یافت.» ما در یمن هم تجربه مهمی داریم چون سالها تحت حکومت ظالمی زندگی میکردیم که ما را با 6 جنگ پیدرپی مواجه کرد. نتیجه این بود که پیروزی برای مؤمنان است و فداکاریها نتیجه داد و وعدههای خدا محقق شد. تمام ظالمان و مجرمان سقوط کردند. روزی خواهد آمد که ما وعده صادق خدا را ببینیم که در کتاب خود به دست مجاهدان در راهش محقق میشود. و به یاری خدا، زوال این رژیم صهیونیستی را میبینیم؛ غده سرطانیای که امام خمینی آن را توصیف کرده بود. و هر کسی که کنار آن ایستاده بود و از آن حمایت میکرد؛ از غرب و در رآس آن شیطان بزرگ آمریکا و همینطور نوچهها در کشورهای عربی به اذن خدای متعال، آنها بعید میدانند اما ما نزدیک میبینیم.
آیا آیهای هست که احساس کنید زمانه ما را بدون نام بردن از آن بیان کند؟
بله. همین فرمایش خدا که میفرماید: «و ما میخواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی گرفته شده بودند، نعمتهای باارزش دهیم و آنان را پیشوایان مردم و وارثان اموال، ثروتها و سرزمینهای فرعونیان گردانیم.» در حقیقت، امتیاز قرآن این است که به حوادث امروز و همه متغیرهای زندگی مرتبط میشود. به انسان در برابر تمام مشکلات در هر زمان و مکانی بصیرت میدهد؛ چون، قرآن، هدایتی برای جهانیان است و مختص مسلمانان صدر اسلام نیست. بلکه کتابی است که با جدید شدن وقایع جدید میشود و زمانی که انسان با هدایت خدا حرکت کند، یک چشم او به قرآن و یک چشم او به اتفاقات باشد، حس میکند قرآن تازه برای این مرحله نازل شده است؛ گویا آیات قرآن زندهاند. قبل از ما هم در تاریخ اسلام کسانی که توسط خدا هدایت شدهاند، آن لحظهها را زندگی کردهاند و تا آخر دنیا هم تمام مردمی که حضور خواهند داشت، این لحظهها را زندگی خواهند کرد. اگر به قرآن کریم برگردیم، مشاهده میکنیم که بهگونهای منافقان را توصیف کرده که گویی منافقان عصر ما را توصیف میکند. وقتی از علاقه آنها به یهود و نصارا میگوید، بهگونهای است که گویی اکنون درباره آنها حرف میزند. خدا فرموده: «کسانی که در دلهایشان بیماری شک است، میبینی که در مورد دوستی با یهود و نصارا شتاب میورزند. میگویند: میترسیم آسیب ناگواری به ما برسد. امید است خداوند از سوی خود پیروزی یا خیر دیگری برای مسلمانان پیش آرد. تا این بیماردلان بر آنچه در دلهایشان پنهان میداشتند، پشیمان شوند.» وقتی میبیید که چطور میخواهند آمریکا را با میلیاردها دلار راضی کنند. آنها به دنبال آن هستند که آمریکا و اسرائیل را راضی کنند اما آنها در نهایت راضی نخواهند شد. و در نهایت، آنها را مانند گاو شیرده توصیف میکند. و این مصداقی برای این سخن خداست که فرمود: «یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمیشوند مگر آن که از آیین آنان پیروی کنی.» و همینطور خدا میفرماید: «آگاه باشید! این شما هستید که آنان را دوست دارید و آنان به طور یقین شما را دوست ندارند.
و اگر همین امروز جوانی بیاید و به شما بگوید من را با یک جمله از قرآن هدایت کن، چه میگویی؟
قرآن راز استقامت ماست و میفرماید: «ای اهل ایمان! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات میدهد؟ به خدا و پیامبرش ایمان آورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید. این ایمان و جهاد، اگر معرفت و آگاهی داشتید، برای شما از هر چیزی بهتر است.»
چه آیهای از قرآن را در حق کافران، سران عرب و فرزندان امت که مقاومت میکنند، میخوانید؟
در حق کافران، خدای متعال میفرماید: «ای پیامبر! با کافران و منافقان بجنگ و برآنان سخت بگیر که جایگاهشان دوزخ است و دوزخ عاقبت بدی است.» درباره سران عرب هم میفرماید: «ای مؤمنان! یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود نگیرید. آنان دوستان یکدیگرند و فقط به روابط میان خود بر ضد شما وفادارند. هر کس از شما سرپرستی و دوستی آنان را بپذیرد قطعا در زمره آنان خواهد بود. بیتردید خداوند مردم ستمکار را هدایت نمیکند. کسانی که در دلهایشان بیماری شک است، میبینی که در مورد دوستی با یهود و نصاری شتاب میورزند. میگویند: میترسیم آسیب ناگواری به ما برسد. امید است خداوند از سوی خود پیروزی یا خیر دیگری برای سملمانان پیش آرد. تا این بیماردلان بر آنچه در دلهایشان پنهان میداشتند، پشیمان شوند.»
اما درباره فرزندان امت، خداوند میفرماید: «ای مؤمنان! هر کس از شما از دین خود برگردد، خداوند به زودی گروهی را میآورد که محبوب خدایند و خداوند هم محبوب آنان است. در برابر مؤمنان فروتند و در برابر کافران سرسخت. همواره در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نمیهراسند. این احسان خداست که به هر کس بخواهد میدهد. خداوند بسیار عطاکننده و داناست.» همچنین خدا میفرماید: «به آنان که مورد جنگ و هجوم قرار میگیرند، به سبب آنکه به آنان ستم شده، اذن جنگ داده شده. مسلما خدا بر یاری دادن آنان تواناست. همانان که به ناحق از خانههایشان اخراج شدند و گناه و جرمی نداشتند جز اینکه میگفتند پروردگار ما خداست. و اگر خدا برخی از مردم را بهوسیله برخی دیگر دفع نمیکرد، همانا به شدت ویران میشدند. صومعهها و کلیساها و کنیسهها و مسجدهایی که در آنها بسیار نام خدا ذکر میشود و قطعا خدا به کسانی که دین او را یاری میدهند یاری میرساند. مسلما خدا نیرومند و توانای شکستناپذیر است.»
و بیشترین چیزی که قرآن به شما یاد داد و شما را بر آن ثابتقدم کرد، چیست؟
پیام من برای ملت ما و جوانان ایران این است که از دستاوردهای انقلاب اسلامی و روحیه جهاد و شهادت محافظت کنید. رویارویی با دشمنان را ترک نکنید و تمسک به قرآن کریم و اهل بیت پیامبر داشته باشید که رسول الله درباره آنها فرمود: «من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار میگذارم، مادامی که به این دو تمسک بجویید، هرگز پس از من گمراه نمیشوید؛ کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم. همانا خداوند مهربان و آگاه به من خبر داده است که این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا آن که بر حوض کوثر به من برسند.»
همچنین پیام دیگری هم برای مردم ایران دارم. و آن هم این است که اهمیت وحدت و یکپارچگی خودتان را بدانید. دشمنان شما در دشمنی با جمهوری اسلامی متحد هستند. در مقابل خواستههای آمریکا بایستید و آزادی و استقلال ملت خودتان را در مقابل رژیم صهیونی از دست ندهید. همچنین به جوانان ایرانی توصیه میکنم که تاریخ ایران را بخوانید. آنچه که قبل از انقلاب اتفاق افتاده و اتفاقات پس از انقلاب و تمام دستاوردهای آن را در تمام زمینهها مطالعه کنید و بدانید وعدههایی که دشمن به شما میدهد، سراب و نیرنگی بیش نیست. آنها در تمام این 45 سال به چیزی جز دشمنی و از بین بردن شما فکر نکردهاند. همانطور که خداوند در مورد آنها میفرماید: «نه کافران از اهل کتاب و نه مشرکان دوست ندارند که مطلقا خیری از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود.»
اما چیزی که اهمیت دارد، این است که همه بدانند که دلیل پیروزی انقلاب اسلامی در آغاز و استمرار آن تا امروز، این است که ملت ایران به راهبری مؤمن، حکیم و شجاع اقتدا کرد. شما همانطور که عهد کردید، پای عهدتان ایستادید و این را تاریخ برای آیندگان گواهی خواهد کرد که انشاءلله شما به اذن خداوند با صبر و جهاد و رویارویی با دشمنان شوکت آمریکا و اسرائیل را در هم خواهید شکست و همچنین در جنگ نرم شیطانی که دشمن میخواهد شما را از این طریق شکست دهد، پیروز خواهید شد. اما بیشترین چیزی که قرآن به من آموخت و من را بر آن ثابتقدم کرد، جهاد در راه خدا، یاری مستضعفان و رویارویی مستکبران است.
در پایان از شما میخواهم این گفت و گو را با دعایی برای فلسطین و مستضعفان و امت اسلامی به پایان ببرید.
از خدای سبحان میخواهم برادران ما را در غزه و فلسطین نصرت عطا کند و پیروزی و فرج را برای آنها زودتر برساند. و برادران مجاهد ما در لبنان، عراق، یمن و ایران را یاری کند. و دشمنان ما و دشمنان دین، آمریکا، اسرائیل، انگلیس و هر کسی که با آنها، از عرب و عجم را شکست دهد. از ما قبول کند و عاقبت همه ما را شهادت قرار دهد که او بر همه چیز تواناست. و فرمانده ما، عبدالملک بدرالدین حوثی را حفظ کند.
1405/01/01
به روز رسانی : 1405/01/03
T
T