امور مبلغین | بسته جدید امور مبلغین سازمان تبلیغات اسلامی برای کنشگران فرهنگی
«سکوی پرواز»، بستهای برای تقویت نقشآفرینی فرهنگی در جامعه
چهارمحال و بختیاری| به مناسبت عاشورای حسینی؛
شاعران آیینی چهارمحال و بختیاری از دیرباز تا کنون ابعاد مختلف قیام عاشورای حسینی را در اشعار خود انعکاس دادهاند.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، عاشورا در زبان و ادبیات فارسی همواره الهامبخش شاعران و نویسندگان ایرانی بوده و در هر دورهای، ادیبان با نگاهی خاص به این واقعه عظیم به خلق آثار فاخر و ماندگار در این زمینه دست زدند و بیشک، بازتاب عاشورا در اشعار و متون ادبی یکی از مهمترین عوامل حفظ این نهضت الهی بوده است.
شاعران آیینی چهارمحال و بختیاری نیز نگاهی ویژه به عاشورا داشته و از دیرباز تا کنون انعکاس ابعاد مختلف قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در آثار شاعران این سرزمین بروز و ظهور یافته و اذهان و قلوب عاشقان و دلدادگان آستان مقدس اهل بیت (ع) خاصه امام سوم شیعیان را با این حرکت عظیم همراه ساخته است. این شاعران دلسوخته از مصیبت اباعبدالله (ع) با شعر خود تلاش کردند تا با تکیه بر مبانی اعتقادی خود، مهمترین اهداف و پیامهای عاشورایی را برای مردم بازگو کنند و روحیه جهاد علیه ظلم، شهادتطلبی و ایثار را در دلها زنده نگه دارند. در این مجال، نگاهی مختصر به انعکاس عاشورا در اشعار شاعران آیینی استان چهارمحال و بختیاری داشتیم.
محمد مقبل قهفرخی؛ پرچمدار شعر شیعیسرود
ویژگی منحصربفرد مقبل قهفرخی در سپهر شعر شیعی و آیینی، پرچمداری وی در پرداختن به مضامین عاشورایی است. مقبل درست در دورانی از عاشورا و کربلا سخن به میان آورد که بیان آن در سرزمین ایران میتوانست برای شاعر بسیار خطرآفرین باشد اما او این کار را کرد و مسیر را برای دیگر شاعران نیز گشود. لذا مقبل را باید اولین حلقه آغازین عصر طلایی ادبیات فارسی در منطقه چهارمحال و بختیاری بدانیم که راه را به دیگران نشان داد.
مقبل قهفرخی شاعر اهل فرخشهر در اواخر دوران تیموری یعنی در دورهای میزیست که مکتب حقه تشیع دوازده امامی در ایران از سوی سلسله صفویان هنوز رسمی نشده بود و این شاعر شیعیسرود قبل از محتشم کاشانی و عمان سامانی و شاعرانی از این دست، منظومه بسیار زیبایی را در وصف قهرمانیهای حضرت سیدالشهدا (ع) و شهدای کربلا و حماسهسازیهای آنان میآفریند که ابیاتش قابل توجهاند. منظومه محمد مقبل قهفرخی فتح باب و چراغ راه شاعرانی شد که دل در گرو حماسهآفرینی قهرمانان کربلا داشتند. ابیاتی از این منظومه را با هم میخوانیم.
در کربلا گروه منافق ز راه کین
بستند ره راهبر رهروان دین
از بیخ تا جوانه دین را برافکنند
آورد دست ظلم برون کفر از آستین
بنمود از رکاب برون پای چون حسین (ع)
گردید آفتاب نگون از هلال زین
افتاد چون به خاک جگرگوشه رسول (ص)
در لرزه عرش آمد و شد ملتهب زمین
خورشید منکسف شد و آفاق تیره گشت
گشتند جن و انس به اندوه و غم قرین
برخاست بانگ یا ابتا یا محمدا
بر آسمان سوز دل زینب (س) حزین
زهرا (س) به باغ خلد پریشان نمود موی
سر داد ناله، خاک به سر ریخت حور عین
کرد آن قدر ستم که نباید کند فلک
بر عترت رسول خدا خیر مرسلین
از خون پاک سرور آزادگان حسین (ع)
شاداب و سبز گشت و برومند، نخل دین
در ماتم حسین (ع) قلم را شکست دست
مقبل بر آر ناله و در گوشهای نشین
عمان سامانی؛ بازنمایی ساحت عرفان عاشورایی
میرزا نورالله عمان سامانی معروف و ملقب به تاجالشعراء، از شاعران مشهور عصر قاجار از دیار سامان است که کتاب «گنجینةالاسرار» وی یک بازخوانی عرفانی، حماسی و عاشقانه از وقایع عاشورای حسینی را به دست مخاطبان میدهد. عمان در اشعارش فارغ از نگاه تاریخی به واقعه کربلا، آن را به حقیقتی جاودانه و الهامبخش برای همیشه تاریخ تبدیل میکند؛ همین نوآوریها و نگاه بدیع عمان باعث ماندگاری اشعارش شده است.
در شعر عمان، مظلومیت شهدای کربلا با ارائه تصویرهایی از مظلومیت حضرت زینب (س) گره خورده و این شاعر شیعیسرود امام حسین (ع) را نمونه کامل یک انسان عرفانی میدانند که سرور و سالار همه شهیدان راه خدایند. در میان تمام سرودههای عمان از فضای کربلا، صحنه وداع حضرت سیدالشهدا با خواهر بزرگوارشان از همه دلنشینتر و سوزناکتر است. در این مثنوی غنی و ارزشمند، صحنههای نبرد یاران عاشق اباعبدالله (ع) با سپاه جهل و تاریکی آنقدر زیباست که خواننده را شیفته این عشق و دلدادگی میکند.
پس ز جان بر خواهر استقبال کرد
تا رخش بوسد الف را دال کرد
همچو جان خود در آغوشش کشید
این سخن آهسته در گوشش کشید
کای عِنانگیر من آیا زینبی؟
یا که آه دردمندان در شبی؟
پیش پای شوق زنجیری مکن
راه عشق است این عِنانگیری مکن
با تو هستم جان خواهر همسفر
تو به پا این راه کوبی من به سر
خانه سوزان را تو صاحبخانه باش
با زنان در همرهی مردانه باش
جان خواهر در غمم زاری مکن
با صدا بهرم عزاداری مکن
معجر از سر پرده از رخ وا مکن
آفتاب و ماه را رسوا مکن
هست بر من ناگوار و ناپسند
از تو زینب گر صدا گردد بلند
بیضای جونقانی؛ در توصیف مظلومیت شهدای کربلا
میرزا محمدقاسم بیضای جونقانی اهل جونقان از توابع شهرستان فارسان شاعر همعصر عمان است که ترکیببند وی در ۱۰ بند واقعه عاشورای حسینی را به زیبایی به تصویر میکشد و بیشتر بر بیان مظلومیت حضرت زینب کبری (س) تمرکز دارد. در شعر بیضا، توصیف سوگواری در اشعار بیضاء جونقانی با نشانههای خاصی همچون روی و موی کندن همراه است که نظیر این توصیفات در شاهنامه در سوگ قهرمانان کشته شده در راه باورها آمده است. این شاعر آیینی عهد قاجار محرم را سوگی جهانی در پاسداشت یاد شهدای کربلا توصیف میکند و معتقد است که تمام هستی و کائنات به سوگ شهادت امام حسین (ع) مینشینند و بر عالمگیر بودن این عزا تأکید دارد.
در میان شخصیتهای عظیم واقعه کربلا، بیضای جونقانی بیشتر از حضرت زینب (س) سخن میگوید که مصیبتهای بسیار در این واقعه تحمل کردند و صبر ایشان همیشه منبع الهام بوده است. این شاعر چهارمحالی در ترکیببند خود به موضوع سرپرستی کودکان و یتیمان و اسرای کربلا توسط این بانوی بزرگ میپردازد:
زینب چو یافت خسرو دین را به خاک و خون
مویهکنان و مویکَنان نوحه ساز کرد
کای گوشوار عرش خدا این چه حالتست
غسلت که داد و خود که به جسمت نماز کرد
وز کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
بردند اهل بیت نبی را به صبح و شام
حسین پژمان بختیاری؛
پژمان بختیاری محقق، مترجم و شاعر برجس ایران در اواخر عصر قاجار و اوایل پهلوی بود که در دشتک از توابع شهرستان اردل دیده به جهان گشود. این شاعر شیعیسرود بختیاری دیوانی غنی و سرشار از تمامی قالبهای شعری دارد. وی ریز و درشت فرهنگ بختیاری را میشناخت و در شعرش جلوههایی از این فرهنگ به وضوح نمایان است. پژمان بختیاری در دوران حکومت رضاخان که سیاست سرکوب مذهبی حکمفرما بود با پایبندی و اعتقاد راسخ به ارزشهای دینی با شجاعت ذاتی خاص اقوام زاگرسنشین و با بیاعتنایی به خفقان حاکم بر فضای فرهنگی و مذهبی جامعه، اشعار فراوانی را در رثای اهل بیت (ع) خاصه حضرت سیدالشهدا سرود. ابیاتی از منظومه پژمان بختیاری در سوگ شهادت امام حسین (ع) و محرم حسینی را با هم میخوانیم.
این مـاه، مـاه مـاتم سبـط پیمبــرسـت
یا ماه سـر بلنــدی فــرزنــد حـیــدرسـت
شیـر اوژنی که بر تن و فـرق مبارکش
از زخم تیــر جوشـن و از تیغ مغفـرست
آن کــو نهـال دیـن محمـــد ز خـون او
سیراب گشت و سایه فکن گشت وبرورست
در ظاهر اَر شکسته شد آن شیردل، منال
کز آن شکست باده فتحش به ساغرست
سر لـوح فتحنـامه او شـد ، شکست او
مرد حق ار شکسته شود هم، مظفـر است
او کشته گشـت و ملت اسـلام زنده شد
وین کشتـه از هزار جهــان زنده برترست
شیرین، شهـادتی که به اسلام داد جان
فرخنده، رفتنی که چنـین هستی آورست
او کشته نیست زنـد اعصـار و قرنهـاست
کش نام نیــک تا به ابـد زیـب دفتـرست
1405/04/04
به روز رسانی : 1405/04/04
T
T