حوزه هنری | شاعر زنجانی در «آخرین دیدار» از خاطرهای ماندگار میگوید:
ابهت آقا، زبانم را بست
گفتوگو با بابک خواجه پاشا، کارگردان فیلم تحسین شده «سرزمین فرشتهها»
«غزه» برای بسیاری از مردم جهان فقط تیتر خبری نیست؛ جایی است که زندگی روزمره و مقاومت و مرگ و زندگی، همزمان با هم جریان دارند و در این بستر حماسی، چه بسیارند روایتهای نابی که مجال بازگویی نیافتند و چه حرفهایی که در سینهها خفته ماندند. روایت از فلسطین در سینما، همچون خود این سرزمین مظلوم مانده است؛ چه آن که ۳۱ سال بعد از «بازمانده» به کارگردانی مرحوم سیفالله داد، بار دیگر فیلمی باجدیت، این موضوع را تکرار کرده است.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، فیلم سینمایی «سرزمین فرشتهها» به نویسندگی و کارگردانی بابک خواجهپاشا و تهیهکنندگی منوچهر محمدی، یک درام ۱۲۰ دقیقهای، محصول سازمان سینمایی سوره و مؤسسه تصویرشهر است که با انتخاب یک زن به عنوان قهرمان داستان، به لایههای کمتر دیدهشده از زندگی در غزه نزدیک میشود تا روایتی از ایستادگی، رنج و انتخاب در دل جنگ و اشغال را ماندگار کند. این فیلم که در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر ، بیشترین جوایز را دریافت کرد، زندگی یک خانم معلم را به نمایش میگذارد که تلاش میکند در میان خرابههای جنگ، زندگی را برای بچهها آسانتر کند. سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین جلوههای بصری و بهترین طراحی صحنه به همراه دو سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیئت داوران برای کارگردانی بابک خواجهپاشا و بازیگر زن فیلم، سلاف فواخرجی، رهاورد گروه سازنده این فیلم در جشنواره 44 فیلم فجر بود؛ افزون بر اینها، دستیار اول کارگردان و بازیگران نوجوان سرزمین فرشتهها نیز توانستند دیپلم افتخار بگیرند. با بابک خواجه پاشا، کارگردان این فیلم، خیلی کوتاه همکلام شدیم تا درباره مسیر «سرزمین فرشتهها» برایمان بگوید. بابک خواجهپاشا کارگردانی است که با «در آغوش درخت» شناخته شد و با «آبی روشن» مسیر فیلمسازیاش را ادامه داد. سرزمین فرشتهها دومین همکاری خواجهپاشا با سازمان سینمایی سوره محسوب میشود.
جایزه اولویت نداشت
اولین مخاطب فیلم، خود فیلمساز یا عوامل فیلم هستند؛ در پروسه تولید یا بعد از آن که ما فیلم را میدیدیم، حس من این بود که فیلم چه در مضمون و چه در فرم، میتواند آبروداری کند. با این حال پیش از اعلام سیمرغها، تصور خاصی درباره موفقیت فیلم نداشتیم. ما به این قضیه که فیلم جایزه بگیرد، اصلا فکر نمیکردیم و برایمان اولویت نداشت؛ اولویت در کارمان این بود که فیلمی در شأن کشورمان بسازیم. امیدوارم که فیلم توانسته باشد این شأن را حفظ کند.
با تمام این احوال به عنوان کارگردان سرزمین فرشتهها، فعلا میتوانم پشت اثرم بایستم؛ در فیلم «سرزمین فرشتهها»، بازیگر، کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده، فیلمبردار و تمام عوامل، همه و همه، تمام وجودشان را گذاشتند. حالا اگر مخاطب احساسی داشته باشد و نقدی بکند، به دیده منت میپذیریم وگرنه درباره نقاط ضعف و قوت فیلم، نه میتوانم و نه باید نظر بدهم؛ هر ضعفی که از طرف مخاطبین گفته شود، برای من پذیرفته است.
سیمرغهایی در شأن فیلم
به نظر میرسد جوایزی که «سرزمین فرشتهها» در جشنواره فیلم فجر دریافت کرد، در شأن خود فیلم است. مخاطب با دیدن فیلم متوجه میشود، این اثر از نظر تکنیکی و ساختاری و بدون در نظر گرفتن مضمون، مسیر خودش را دارد. یک فیلمساز ایرانی، حتما میتواند در حوزه فرهنگی کشور دیگری ورود کرده و فیلم بسازد. آقای مجیدی فیلم «آن سوی ابرها» را در هند ساخته یا خیلی از فیلمسازهای ما چنین کردهاند. ما نباید سینما را فقط به درون کشورمان محدود کنیم؛ همانطور که سینمای ما باید توانایی صادر شدن داشته باشد، فیلمسازهای ما نیز باید توانایی این را داشته باشند و ما هم باید کمک کنیم که این فضا ایجاد شود و آثار بینالمللی ساخته شوند.
الان رنج مردم فلسطین، موضوعی بینالمللی است. این دغدغه مردم جهان است. اگر ما بازی نخوریم و فکر نکنیم رسانههای جهانی هر چه میگویند درست است، باید بپذیریم که کودککشیهای فجیعی در فلسطین درحال وقوع است؛ یا همه دغدغههایی که در حوزه کودکان در تمام جهان وجود دارد، مثل گرسنگیها، جنگها، نبود بهداشت و مشکلاتی از این جنس، برای تمام دنیا شرایط اضطرار ایجاد کرده است که ما به عنوان فیلمساز باید به آن ورود کنیم.
عناصر محوری فیلم
شاید تشویق یک فیلمساز در یک حوزه مشخص و موفقیتهای پیاپی در جشنوارهها، معمولاً موجب شود، سینماگر در مسیری تعیین شده حرکت کند و مسیر موضوعی آثار او تغییر نکند، اما من دغدغههای خود را دارم و تلاش نمیکنم برای جلب نظر دیگران فعالیتم را ادامه دهم. تمام فیلمهای من در حوزه کودک، اخلاقیات و خانواده است؛ این که در چه موقعیتی بروم و در چه موقعیتی فیلم بسازم، بستگی به دغدغهای دارد که در من ایجاد میشود. شاید دغدغه بعدی، دغدغه خانوادهای در تهران یا کودکی در شمال باشد یا دغدغه کسی در خارج از ایران است. اینکه آن روز چه دغدغهای پیدا کنم برایم مشخص نیست ولی قطعا موضوع محوری کارهای من کودک، خانواده، اخلاقیات و انسانیت است؛ اصلا سینما و هنر برای این به وجود آمد که به ما تشر بزند که اصول اخلاقی چیست!
ساخت چنین فیلمی با این مضمون، فقط انتخابی هنری نیست؛ بلکه بازنمایی صادقانه رنج مردمی است که سالها در سکوت رسانهها گم شدهاند و طبیعتا سختیهای ویژهای در هنگام تولید اتفاق میافتد. به کرات سکانسهایی در فیلم داشتیم که سکانسهای سختی بود؛ ولی صحنهای که در بیمارستان داشتیم ،یکی از سختترینها بود. در سکانسی که در بیمارستان داشتیم، همزمان هم بازیگر انگلیسیزبان داشتیم و هم بازیگر عربزبان؛ و اینها باید با هم ارتباط برقرار میکردند. ما هم به زبان فارسی با اینها در تعامل بودیم؛ وقتی اینها را در یک سکانس جمع کنی و بخواهی ارتباط ایجاد کنی، شرایط بسیار سختی میشود.
باکس
هنر احتیاط نمیپذیرد
اعتقادم همیشه بر این بوده که خداوند مسیر را مقابل انسان قرار میدهد و او باید پیرو مسیر ی باشد که نشانههایش را میبیند. جسور بودن به این معنی نیست که من انسان جسوری هستم که اگر جسارت و قدرتی هم باشد، لطف الهی است و محتاط هم نخواهم بود چون که هنر، احتیاط نمیپذیرد؛ وقتی وارد موضوعی میشوم که باور و فطرت به من میگوید، باید به عنوان یک انسان به این موضوع بپردازم و من با تمام قدرت و تمام وجودم به سمتش میروم.
1405/02/06
به روز رسانی : 1405/04/06
T
T