سوره امید | در نگارخانه استاد ابوالفضل عالی حوزه هنری؛
نمایشگاه تصویر سازی «با هم برای ایران» افتتاح شد
سازمان هیأت و تشکلهای دینی | در گفتوگو با سهیل اسعد، مجری، مبلغ دینی و استاد دانشگاه بررسی شد؛
سهیل اسعد، مجری، مبلغ دینی و استاد دانشگاه، معتقد است فعالیت بینالمللی هیأت نباید به برگزاری مراسم محدود بماند؛ بلکه شناخت فرهنگ مخاطبان، تولید محصولات فرهنگی و ارتباط مستمر با مردم و نهادهای کشور میزبان نیز باید در این مسیر مورد توجه قرار گیرد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، برای کسی که از کودکی در هیأت بزرگ شده، صدای مداح، سینهزنی و سفره اطعام بخشی آشنا از مراسم مذهبی است؛ اما همین فضا برای کسی که در کشور دیگری زندگی میکند و با این آیینها آشنا نیست، ممکن است تجربهای تازه باشد. هیأتهای ایرانی خارج از کشور برای ارتباط با چنین مخاطبانی، با این پرسش روبهرو هستند که چطور میتوانند فرهنگ هیأت را معرفی کنند و در عین حال، با مردم و فضای فرهنگی کشور میزبان ارتباط بگیرند.
مهرواره «هوای نو» با اختصاص بخشی به هیأتهای بینالمللی، فرصتی برای توجه به این تجربهها و ظرفیتها فراهم کرده است. سهیل اسعد، مجری، مبلغ دینی و استاد دانشگاه، معتقد است فعالیت بینالمللی هیأت نباید به برگزاری مراسم محدود بماند؛ بلکه شناخت فرهنگ مخاطبان، تولید محصولات فرهنگی و ارتباط مستمر با مردم و نهادهای کشور میزبان نیز باید در این مسیر مورد توجه قرار گیرد. او همچنین بر ضرورت تنوع در قالبهای هیأتداری و همکاری میان هیأتها برای گسترش فعالیتهای فرهنگی تأکید میکند.
هر فرهنگ، یک قالب برای ارتباط با هیأت
اسعد معتقد است انتقال هیأت به فضای بینالمللی، مانند انتقال هر عنصر فرهنگی دیگر، به شناخت فرهنگ جامعه میزبان نیاز دارد. به گفته او، برای آن که یک مؤلفه فرهنگی در جامعهای دیگر مقبولیت پیدا کند، باید بررسی کرد که فرهنگ مخاطبان تا چه اندازه با آن مؤلفه تناسب دارد و کدام بخش از آن برایشان آشناتر و پذیرفتنیتر است.
او با اشاره به تنوع عناصر موجود در هیأت توضیح میدهد: در فضای هیأت، عناصر مختلفی وجود دارد؛ در یک فضا، مجلس و گریهکردن عنصر مؤثرتر است، در فضایی دیگر موعظه و سخنرانی، در جایی سینهزنی و مداحی و در جایی هم اطعام. باید ببینیم کدام مؤلفه در فرهنگ مخاطب مقبولیت بیشتری دارد و او با کدام عنصر انس بیشتری گرفته است؛ سپس بر اساس این شناخت، روی همان عنصر بیشتر تأکید کنیم و آن را برجسته کنیم.
از نگاه این مبلغ دینی، شناخت فرهنگ مخاطب تنها به انتخاب یکی از عناصر هیأت محدود نمیشود؛ تنوعبخشیدن به الگوهای هیأتداری نیز اهمیت دارد. او معتقد است باید از این تصور فاصله گرفت که هیأت صرفاً یک قالب و روش مشخص دارد و نمونهها و مدلهای مختلفی از آن را معرفی کرد.
اسعد تأکید میکند که معرفی قالبهای متنوع میتواند این امکان را فراهم کند که برای هر فرهنگ، شکل متناسبی از هیأت در نظر گرفته شود؛ رویکردی که به جای تکیه بر یک نسخه واحد، بر تناسب شیوه فعالیت با ویژگیهای فرهنگی مخاطبان استوار است.
مداحی ایرانی؛ ظرفیتی برای پیوند با جوانان لبنانی
اسعد در میان تجربههای فعالیت بینالمللی، لبنان را از جمله فضاهایی میداند که ظرفیت مناسبی برای راهاندازی هیأت و ترویج فرهنگ هیأتی دارد. به گفته او، یکی از زمینههای مؤثر در این کشور، وجود فضای جهاد و دفاع در جبهه مقاومت است که بستری برای ارتباط با مفاهیم عاشورا، امام حسین(ع) و قیام اباعبدالله(ع) فراهم میکند.
او عامل دیگر را آشنایی مردم لبنان با مداحی، سینهزنی و مجالس اباعبدالله(ع) میداند. به گفته اسعد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بخش بیشتری از مردم لبنان با این فضاها آشنا شدند و مداحی به یکی از عناصر فرهنگی شناختهشده در این کشور تبدیل شد.
او با اشاره به علاقه برخی جوانان لبنانی به مداحی به شیوه مداحان ایرانی میگوید، در چنین فضایی میتوان مداح را به یکی از محورهای اصلی گسترش فرهنگ هیأت تبدیل کرد. اسعد برای توضیح این الگو، به نمونه هیأت زنجان با محوریت مهدی رسولی اشاره میکند و استفاده از ظرفیت مداحان را یکی از مسیرهای قابل توجه برای ترویج فرهنگ هیأت در لبنان میداند.
از نظر او، برگزاری دورههای آموزشی مداحی، معرفی و برجستهکردن مداحان مطرح و گسترش فرهنگ مداحی میتواند در این مسیر مؤثر باشد. به این ترتیب، به باور اسعد، شناخت ظرفیتهای فرهنگی هر کشور کمک میکند تا در کنار عناصر مشترک، بر مؤلفهای تأکید شود که امکان ارتباط بیشتری با مخاطبان آن جامعه دارد.
هیأت؛ فراتر از مراسم، در مسیر ارتباط فرهنگی
اسعد بر این باور است که تحقق دیپلماسی فرهنگی به ایجاد ارتباط نیاز دارد و این ارتباط زمانی شکل میگیرد که هیأت بهعنوان فعالیتی مستمر در طول سال دیده شود، نه صرفاً مجموعهای برای برگزاری مراسم در مناسبتهای مذهبی.
او مراسم را نقطه شروع ارتباط میداند و معتقد است این برنامهها باید بهانهای برای ارتباط با سازمانها، مؤسسات، دولت، مردم، دانشگاهها و رسانههای جامعه میزبان باشند. به گفته اسعد، هیأت برای تحقق چنین هدفی باید فضایی فراهم کند که در کنار فعالیتهای معمول مذهبی، امکان برنامهریزی و اجرای فعالیتهای فرهنگی دیگر نیز در آن وجود داشته باشد.
او با تأکید بر ضرورت توجه به ارتباطات عمومی در ساختار هیأت توضیح میدهد که اگر مسئولیت اداره مراسم بر عهده مداح، سخنران و دیگر مسئولان هیأت است، باید در کنار این بخش، ساختاری شبهمؤسسهای با تمرکز بر ارتباطات نیز شکل بگیرد؛ ساختاری که وظیفه آن برنامهریزی برای ارتباط مستمر با مخاطبان و اجرای فعالیتهایی در طول سال باشد.
از نگاه اسعد، این ارتباط مستمر به برنامهریزی و مدیریت نیاز دارد و نمیتوان همه فعالیتهای مرتبط با دیپلماسی فرهنگی را به زمان برگزاری مراسم محدود کرد. او معتقد است هیأت باید از محدوده فعالیتهای معمول خود فراتر برود و از ظرفیت مراسم برای شکلدادن به یک فضای فرهنگی گستردهتر استفاده کند.
اسعد در همین زمینه بر تولید محصولات فرهنگی تأکید میکند. به گفته او، مجالس، سخنرانیها و سینهزنیها میتوانند تصویربرداری شوند و از فضای هیأت مستند ساخته شود. همچنین محتوای سخنرانیها میتواند در قالب کتاب منتشر شود و روحانی سخنران یا مداح نیز در کنار فعالیتهای هیأت، دورههای آموزشی برگزار کند.
او این فعالیتها را بخشی از مسیری میداند که میتواند هیأت را به نقطه آغاز یک حرکت فرهنگی تبدیل کند؛ حرکتی که در کنار برگزاری مراسم، بر تولید محصول فرهنگی و ارتباطگیری با مخاطبان نیز تکیه دارد.
تبادل تجربه کافی نیست؛ هیأتها باید کار مشترک کنند
اسعد انتقال تجربه را یکی از مهمترین ظرفیتهای ارتباط میان هیأتهای داخل و خارج از کشور میداند، اما معتقد است این تبادل نباید صرفاً به بیان تجربهها و گفتوگو درباره شیوههای فعالیت محدود بماند.
او میان دو شکل از انتقال تجربه تفاوت قائل است: در شکل نخست، هر هیأت آنچه را میداند و انجام میدهد به هیأت دیگر منتقل میکند و در مقابل، از تجربه طرف دیگر بهره میگیرد. اما در شکل دوم، هیأتها تجربههای خود را در فضایی تازه و از طریق انجام فعالیتهای مشترک در میان میگذارند.
به باور اسعد، فاصلهگرفتن از فعالیتهای منفرد و حرکت به سمت کار جمعی میان هیأتها اهمیت بیشتری دارد. او معتقد است هیأتها میتوانند در کنار انتقال تجربههای خود، با یکدیگر همراه شوند و طرحها و پروژههای مشترکی تعریف کنند.
از نگاه او، این نوع همکاری میتواند تبادل تجربه را از سطح نظریهپردازی، گفتوگو و دیالوگ فراتر ببرد و به عرصه عمل برساند؛ بهگونهای که هر هیأت بتواند تجربه دیگران را در میدان فعالیت ببیند، لمس کند و درک کند.
اسعد با اشاره به ظرفیت مهرواره «هوای نو» در ارتباط میان هیأتهای داخل و خارج از کشور، بر اهمیت حرکت از انتقال صرف تجربهها به سمت فعالیتهای مشترک تأکید میکند. از این منظر، مهرواره میتواند زمینهای برای آشنایی هیأتها با تجربههای یکدیگر و شکلگیری همکاریهایی فراهم کند که تبادل تجربه را از سطح گفتوگو به عرصه عمل میرساند.
«هوای نو»؛ از معرفی ظرفیتها تا هماهنگی جهانی هیأتها
اسعد برای تقویت فعالیت بینالمللی هیأتها، بر ضرورت شکلگیری یک سازوکار هماهنگکننده تأکید میکند؛ سازوکاری که بتواند برای مناسبتها و فعالیتهای مختلف، سیاستها و برنامههای مشترکی تعریف کند و امکان مشارکت هیأتها در نقاط مختلف جهان را فراهم آورد.
او معتقد است مهرواره «هوای نو» میتواند چنین نقشی را ایفا کند؛ به این معنا که بهجای محدودشدن به معرفی هیأتها و تجربههای آنها، زمینه هماهنگی میان مجموعهها را نیز فراهم کند.
اسعد برای توضیح این پیشنهاد، به امکان تعریف شعارهای مشترک برای مناسبتهای مذهبی اشاره میکند. به گفته او، میتوان برای نمونه، در ماه محرم شعاری واحد در نظر گرفت تا هیأتها در سراسر جهان فعالیتهای خود را بر اساس آن پیش ببرند. همچنین میتوان بازههای زمانی مشخصی را برای اجرای برنامههای مشترک تعیین کرد تا هیأتها در این فعالیتها مشارکت داشته باشند.
او تدوین تقویم سالانه و هماهنگی فعالیتها در تاریخهای مشخص را از جمله راههای تحقق این ایده میداند. از نگاه اسعد، سازوکار مورد نظر باید به هیأتها جهت بدهد، آنها را راهنمایی کند و در برخی حوزهها امکان اجرای فعالیتهایی هماهنگ و همسو را به وجود آورد.
اسعد این الگو را به شکلگیری نوعی فدراسیون یا ساختار هماهنگکننده تشبیه میکند؛ ساختاری که بتواند در عین ارتباط میان هیأتها، زمینه مشارکت آنها در برنامههای مشترک را فراهم کند.
نسخه واحد برای هیأتهای جهان جواب نمیدهد
اسعد در بحث حمایت نهادهای فرهنگی ایران از هیأتهای خارج از کشور، بر ضرورت تعیین اولویتهای جغرافیایی و توجه به نیازهای هر منطقه تأکید میکند. به گفته او، کشورهای همسایه ایران، جهان اسلام و سپس دیگر مناطق جهان میتوانند در تعیین اولویتهای فعالیت بینالمللی مورد توجه قرار گیرند.
او همچنین به امکان اولویتبندی مناطق مختلف، از جمله خاورمیانه، شمال آفریقا، اروپا، دیگر بخشهای آفریقا، آسیای شرقی و آمریکای لاتین اشاره میکند؛ اولویتهایی که باید متناسب با هدف و نیازهای هر برنامه تعیین شوند.
با این حال، اسعد تأکید میکند که نمیتوان یک نسخه واحد را برای همه هیأتها و کشورها در نظر گرفت. از نگاه او، برنامهریزی برای حمایت از هیأتهای بینالمللی باید با توجه به نیازهای منطقهای انجام شود و هر هیأت، کشور و فرهنگ بهصورت جداگانه مورد توجه قرار گیرد.
منبع: قدس آنلاین
1405/08/04
به روز رسانی : 1405/08/04
T
T